مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

1090

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - جامه بشوييد براي كفن . كمره‌اى ، ترجمهء امالى ، / 156 - 157 از حضرت امام زين العابدين عليه السلام منقول است كه حضرت در آن شب فرمود خيمه‌هاى حرم را به يكديگر متصل برپا كردند وبر دور آن‌ها خندقى حفر نمودند واز هيزم پر كردند كه جنگ از يك طرف باشد وعلىاكبر را با سى سوار وبيست پياده فرستاد كه مشك آب با نهايت خوف وبيم آوردند . پس اهل‌بيت وأصحاب خود را فرمود : « از اين آب بياشاميد كه آخر توشهء شماست ووضو بسازيد وغسل كنيد وجامه‌هاى خود را بشوييد كه كفن‌هاى شما خواهد بود . وتمام آن شب را به عبادت ودعا وتلاوت وتضرع ومناجاة به سر آوردند وصداى تلاوت وعبادت از عسكر سعادت‌اثر آن نورديدهء خيرالبشر بلند بود . مجلسي ، جلاءالعيون ، / 651 همان قدر امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد : چون أصحاب آن حضرت در پاسخ آن حضرت آن كلمات بگذاشتند وايشان را دعاى خير فرمود ، فرمان داد تا حفرهء كوچك در پيرامون لشگر خود مانند خندق بكندند وهم بفرمود از چوب وهيزم انباشته ساختند . آن‌گاه فرزندش على سلام‌اللَّه عليهما را بفرمود تا با سى سوار وبيست تن پياده براي آوردن آب روان شدند ودر اين هنگام ، ايشان سخت مضطرب وترسان بودند وامام حسين عليه السلام اين شعر مذكور فرمود : « يا دهر افّ لك من خليل » ؛ إلى آخره . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 1 / 210 - 211 در راه كربلا هم شاهد هستيم چون سيدالشهدا سلام اللَّه عليه با حر ولشكريانش به شمار هزار سوار برخورد مىكنند ، مشك‌هاى آب را به رويشان مىگشايند ونه‌تنها آنان ، بلكه اسبانشان را هم سيراب مىسازند وآن در هنگامى بود كه آنان در موقعيتى بس خطير قرار داشتند وآب ، عزيزترين موجود ايشان به شمار مىرفت . اما نفس قدسي امام وكرم نبوي سرشار ونهاد پاك وپيراستهء أو ، وى را اجازه نمىداد كه از ارائه نفيس‌ترين ذخاير خود در آن بيابان سوزان باز ايستد ؛ اما چه سود كه از كوزه همان تراود كه در اوست . همين جمعى كه چنين از احسان وايثار امام بهره‌مند شدند ودر صحراى تفتيده‌اى كه قطره‌اى آب يافت نمىشد ، بدانسان از لطف حضرتش سيراب گشتند ، در نينوا آن آب را كه سگان وخوكان نيز از آن مىنوشيدند ، از خاندان مجد وشرف ، از آل محمد صلى الله عليه وآله بازداشتند وراضى شدند اين سروران عالم ووسايط فيض بين خداى تعالى وبندگان وبلكه هدف آفرينش خلايق ، چنان در شدت تشنگى وعطش شديد دست وپا زنند كه از آسمان جز دود نبينند . منتها حكمت بالغه‌اى كه خداوند بديشان ارزانى فرموده بود ، آنان را اجازه نمىداد جز ره تسليم ورضا راه دگر پويند ودر طي طريق راه مقرر خود ، به تدابير لازمه چون كرامات ومعجزات دست يازند . آرى ! آن كه بر أحوال ايشان آگاه مىگشت ، مشاهده نمىكرد مگر دل‌هايى بريان وجگرهايى سوخته واندرونى تفتيده از عطش . گاه ناى كودكى در گهواره مىشنيدى كه از مادر شير طلب مىكرد ، گاه اطفالى -