مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
980
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> بگرفتم وبا خويش به ذخيرة بداشتم . هماكنون ساعتي صبر فرماى تا آن خاك را بنگرم به حال خود باقي يا رنگش بگشته است ؟ » پس به پاخاست وآن خاك را از آنجا كه پنهان كرده بود ، برآورد ومانند عقيق سرخش بديد كه همى خون از آن مىچكيد ودر خدمت حسين عليه السلام شد وعرض كرد : « به اين خاك بنگر يا ابا عبداللَّه ! » چون امام حسين عليه السلام بديد ، فرمود : « لا حول ولا قوّة إلّاباللَّه . إنّا للَّهوإنّا إليه راجعون . اما اى خواهر من ! اگر اين كار از روز أزل بر من مقرر است ، چهكار مىتوان كرد ولا بدّ روى مىنمايد والامر كلّه للَّههماكنون ما را ساختهء راه بدار ؛ چه ، مشيت وتدبير مخصوص به خداوند باشد . » اين حال بر خواهرش سكينه بسى دشوار گشت وبر دو پا برخاست واشكش بر چهرهاش روان شد واين شعر بخواند : إلّا انّ شوقي في الفؤاد تحكّما * ودمعي جرى يحكي من الوَجْدِ عَنْدَما ولمّا تهيّا للمسير ركابهم * فقلتُ لِعَيْني أبْدِلي الدَّمْعَ بِالدِّما چون سكينه از قرائت اشعارش بپرداخت ، به پا شد وبه سوى عبداللَّه بن الزبير روى نهاد وأو را داستان باز گفت . بعد از آن ، شرحي از مكالمات ابن زبير را با حضرت امام حسين عليه السلام مىنگارد ونيز در بعضي موارد ، اشعارى مصيبتآميز از سكينه مرقوم مىدارد كه مىگويد : « ألا يا أخي ! » واز شعر معلوم مىشود كه سكينه ، خواهر آن حضرت است . همانا بُعد اين خبر بر دانايان اخبار مشهود است . چه اوّلًا در صباياى جناب أمير المؤمنين به سكينه نام ، جز شعرانى در طبقات الكبرى أشارت نكرده ، واگر هم بوده ، در اين مقامات درنيامده است . ديگر اين كه بودن معاوية در مدينه ومكّه وحركت دادن أو امام حسين عليه السلام واقرباى آن حضرت را بعد از شهادت أمير المؤمنين عليه السلام با خويشتن به جانب دمشق با هيچ خبر موافق نيست . چه معاوية خود نيز در آن أوقات كه أمير المؤمنين شهيد شد ، در دمشق زخمدار شد . ديگر اينكه در هنگام وصاياي معاوية با يزيد به اتفاق جمهور مورخين ، امام حسين عليه السلام در مدينه جاى داشت ودر زمان شهادت أمير المؤمنين عليه السلام همه وقت از پدرش خبر شهادت خود را مىشنيد . پس امام حسين كه قلب عالم امكان است ، چگونه با خواهرش سكينه آنگونه مىگويد ومىشنود ومىگريد ودر اخبار جدش آنگونه سخن مىكند يا در مقام ترديد بر مىآيد ؟ با اينكه در عالم ذرّ به اين خبر واقف وتمامت أنبيا واولياى خدا آگاه بودند . ديگر آنكه آن تربت نزد جناب امّ سلمه بود وتا آن حضرت شهيد نشد ، حمرت نگرفت وخون از آن نچكيد . ديگر اين كه كدام كس نوشته است كه عبداللَّه بن زبير با آن حضرت برادر رضاعى است ؟ چه در زمان تولد حضرت سيّد الشّهدا سلام اللَّه عليه از سه سال كمتر نداشت وعلاوة بر اين ، سخن در آن است كه سيّد الشّهدا از پستان مادرش نباليد ؛ بلكه رسول خدايش بپروريد تا چه رسد كه از پستان ديگرى شير بنوشد . -