مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
81
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> راوي گفت : به خدا قسم هركه را كه در مجلس بود ، به گريه درآورد ويزيد لعين ، همچنان ساكت بود . سپس زنى از بني هاشم كه در داخلهء يزيد بود ، شروع به نوحهسرايى براي حسين كرد . صدا مىزد : « اى حبيب ما ! اى سرور خاندان ما ! اى پسر محمّد ! اى سرپرست بيوهزنان ويتيمان ! اى كشتهء فرزندان زنازادگان ! » راوي گفت : هركه صدايش را شنيد ، گريان شد . پس يزيد ملعون عصاي خيزرانش را طلبيد وبا آن بر دندانهاى حسين مىكوبيد . أبو برزهء اسلمى رو به يزيد كرد وگفت : « واي بر تو اى يزيد ! با عصايت دندانهاى حسين ، فرزند فاطمه را چوب مىزنى ؟ من خود شاهد بودم كه پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم دندانهاى حسين وبرادرش حسن را مىمكيد ومىگفت : شما دو سرور جوانان أهل بهشتيد . خدا بكشد كشندهء شما را ولعنت كند ودوزخ را براي أو آماده نمايد كه چه جايگاه بدى است . » راوي گفت : « يزيدبرآشفت ودستور داد أو را از مجلس بيرون كنند . پس كشانكشان أو را از مجلس بيرون بردند . » راوي گفت : يزيد اشعارى از ابن زبعرى مىخواند به اين مضمون : پدرانم كه به بدر از خزرج * نالهها از دم شمشير شنيد كاش بودند وبگفتندى شاد * دست تو درد مبيناد يزيد آنقدر سرور از آنان كشتيم * تا كه با بدر برابر گرديد بازى هاشم وملك است وجزاين * خبري نامد ووحيى نرسيد نيم از خندف اگر نستانم * كينهام ز آل نبي بىترديد راوي گفت : زينب ، دختر علي بن أبي طالب به پا خاست وگفت : « سپاس خداى را كه پروردگار عالميان است ودرود بر پيغمبر وهمهء فرزندانش . خداى سبحان سخن به راست فرمود كه چنين فرمايد : « پايان كار آنانكه بسيار كار زشت كردند ، اين است كه آيات الهى را دروغ مىپندارند وآنها را مسخره مىكنند » ، اى يزيد ! تو كه زمين وآسمان را از هرطرف بر ما تنگ گرفتى وما را مانند كنيزان به اسيرى مىكشند ! به گمانت كه اين خوارى ما است در پيشگاه خداوند وتو را در نزد خدا احترامى است ؟ واين از آن است كه قدر تو در نزد خداوند بزرگ است ؟ تو كه اين چنين باد در بيني انداختهاى ومتكبرانه نگاه مىكنى ، شاد وخرمى كه پايههاى دنيا را به سود خود محكم مىبينى ورشتهء كارها را به هم پيوسته مشاهده مىكنى وحكومت وقدرتى را كه از آنِ ما بود ، بدون مزاحم به دست آوردهاى . آرام آرام مگر فرمودهء خدا را فراموش كردهاى كه « كافران گمان نبرند مهلتى را كه ما به آنان مىدهيم ، به خير آنان است . مهلت ما فقط به آن منظور است كه گناهشان فزونتر گردد وشكنجهاى ذلتبخش براي آنان آماده است » ، اى فرزندِ آزادشدگان ! اين رسم عدالت است كه زنان وكنيزان خود را پشتپرده جاى دادهاى ، ولى دختران رسول خدا أسير ودستبسته در برابرت ، پردههاى احترامشان هتك شده وصورتهايشان نمايان ، آنان را دشمنان شهر به شهر مىگردانند ودر مقابل ديدگان مردم بيابانى وكوهستانى ودر چشمانداز هر نزديك ودور وهر پست و -