مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
82
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> شريف ، نه از مردانشان سرپرستى دارند ونه از يارانشان حمايت كنندهاى . چه چشم داشت از كسىكه دهانش جگرهاى پاكان را بيرون انداخت ( وجويدن نتوانست ) وگوشتش از خون شهيدان روييد وچه انتظار در تأخير دشمنى ما أهل بيت از كسىكه با ديدهء بغض ودشمنى وتوهين وكينهجويى بر ما نگريست وپس از اين همه ، بدون اينكه خود را گنهكار ببينى وبزرگى اين عمل را درك كنى مىگويى . كاش بودند بگفتندى شاد * دست تو درد مبيناد يزيد در حالىكه با چوبدستى اشاره به دندانهاى أبى عبداللَّه سرور جوانان أهل بهشت مىكنى وبا چوبدستى خويش دندانهاى حضرت را مىزنى ، چرا چنين نگويى ؟ تو كه پوست از زخم دل ما برداشتى وريشهء ما را درآوردى ، با اين خونى كه از خاندان محمّد صلى الله عليه وآله وستارگان درخشان روى زمين از أولاد عبد المطلب ريختى ، پدرانت را بانگ مىزنى ؛ به گمانت كه صدايت به گوششان مىرسد وبه همين زودى به جايى كه آنان هستند ، خواهى رفت وآن وقت آرزو خواهى كرد كه اى كاش دستت چلاق بود وزبانت لآل وچنين حرفى نمىزدى وكارى كه كردهاى ، نمىكردى . بار الها ! حقّ ما را بازگير واز آنكه به ما ستم كرد ، انتقام بگير وخشم خود را بر كسى كه خونهاى ما را ريخت وياران ما را كشت ، فرود آر . يزيد ! به خدا قسم ندريدى مگر پوست خود را ونبريدى مگر گوشت خود را ومسلماً با همين بارى كه از ريختن خون ذريّهء رسول خدا وهتك احترام أو در خاندان وخويشانش بر دوش دارى ، به رسول خدا وارد خواهى شد هنگامى كه خداوند همه را جمع مىنمايد وپراكندگى آنان را گرد مىآورد وحقّ آنان را باز مىگيرد . آنانى را كه در راه خدا كشته شدهاند ، مرده مپندار ! بلكه زندگانند ودر نزد پروردگارشان از روزىها برخوردارند وهمين تو را بس كه خداوند حاكم ومحمّد طرف دعوا وجبرئيل پشتيبان أو است وبه همين زودى آنكه فريبت داد وتو را بر گردن مسلمانان سوار كرد ، خواهد فهميد كه ستمكاران را عوض بدى نصيب است وكداميك از شما جايگاهش بدتر وسپاهش ناتوانتر است واگرچه پيشآمدهاى ناگوار روزگار مرا به سخن گفتن با تو كشانده است ، ولى در عينحال ، ارزشت از نظر من ناچيز وسرزنشت بزرگ وملامتت بسيار است . چه كنم كه چشمها پراشك وسينهها سوزان است . هان كه شگفتآور وبسى مايهء شگفتى است كه افراد نجيب حزب خدا در جنگ با احزاب شيطان كه بردگان آزاد شده بودند ، كشته شوند واين دستهاست كه خون ما از آنها مىچكد واين دهنهاست كه از گوشت ما پرآب شده واين پيكرهاى پاك وپاكيزه است كه پىدرپى خوراك گرگهاى درنده گشته ودر زير چنگال بچه كفتارها به خاك آلوده شده است واگر امروز ما را براي خود غنيمتى مىپندارى ، به همين زودى خواهى ديد كه مايهء زيانت بودهايم وآن هنگامى است كه هرچه از پيش فرستادهاى ، خواهى ديد وپروردگار تو بر بندگان ستم روا نمىدارد . من شكايت به نزد خدا برم وتوكلم به أو است . هر نيرنگى كه خواهى ، بزن وهر اقدامى كه توانى ، بكن وهر كوششى كه دارى ، دريغ مدار كه به خدا قسم كه نه نام ما را توانى محو كردن ونه نور وحى ما را خاموش كردن وبه ما نخواهى رسيد واين ننگ از دامن تو شسته نخواهد گشت ؛ مگر نه اين است كه رأى تو دروغ است وروزهاى قدرتت انگشتشمار واجتماعت پراكنده ؟ روزى مىرسد كه منادى ندا -