مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
829
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
التمام ، وأتى بقولٍ هو أوهن من بيت العنكبوت عند ذوي الأحلام ، حيث قال في كتابه المسمّى - سند السّعادات في حُسن خاتمة السّادات - ، ما لفظه : در روايت صحيحه آمده از عمر بن الخطّاب أنّه خطب أمّ كلثوم من عليّ ، فاعتلّ بصغرها ، وبأ نّه أعدّها لابن أخيه جعفر ، فقال له : ما أردتُ الباه ، ولكن سمعتُ رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم يقول : كلّ سببٍ ونسبٍ ينقطع يوم القيامة ، ما خلا سببي ونسبي ، وكلّ نبيٍّعصبتهم لأبيه ما خلا ولد فاطمة ، فإنِّي أنا أبوهم وعصبتهم « 1 » ؛ يعنى خطبه كرد عمر امّ كلثوم را از على ، پس عذر آورد به صغر سن امّ كلثوم ، وبه اينكه نگهداشته است أو را براي پسر برادر خود جعفر طيّار ، پس عمر گفت : كه اراده نكردهام باه را ولكن شنيدم رسول خدا كه مىفرمود : هر سببي ونسبى كه هست منقطع مىشود در روز قيامت سواي سبب ونسب من ، وهمه فرزندان دخترى عصبه ايشان پدران ايشان باشند جز فرزندان فاطمه ، پس به درستى كه من پدر ايشان وعصبه ايشانم . صاحب صواعقمحرقة گويد حاصل كلامش اينكه انتسابىكه از خصائص حضرت در اين حديث وأمثال آن مفهوم مىشود اين است كه حضرت را پدر بنىفاطمه توان گفت : وبنى فاطمه را پسران آن حضرت ، وچون بنىفاطمه را با جناب نبوّت نسبت ابوّت وبنوّت بهم رسيد ، اين نسبت را در كفائت اعتبار خواهد بود ، پس هاشمي غير شريف نمىشود شريفه را ، وقول علماء كه بنىهاشم وبنى عبد المطلب اكفائند محل آن در ما عداى اين صورت است ، واگر كسى وصيّت كرد كه مال مرا پس از من به فرزندان حضرت بدهند وصى را مىبايد كه به بنىفاطمه بدهد ، واگر هم چنين كسى وقف كند بر فرزندان حضرت مصرف آن بنىفاطمه خواهد بود ، واين حكم در أولاد دخترى غير حضرت صلى الله عليه وآله وسلم جارى نشود ، مثلًا كسى وصيّت كند كه مال مرا به فرزندان زيد تقسيم كنند أولاد دختر زيد را هيچ نمىرسد . راقم الحروف گويد : در اين مقام شبهه وارد مىشود كه هر گاه از حديث مفهوم شد
--> ( 1 ) - فضائل الصّحابة لابن حنبل 2 : 626 رقم 1070 .