مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
22
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> چنان وقت بنت أمير مؤمنان نمىگفت ؛ ديگر اينكه أو را آن قدرت نبود كه گويد : « گردنت را مىزنم ! » بلكه اين كلمهاى است كه در مجلس ابن زياد بر زبان شقاوت ترجمانش گذشته است . اما از تكرار بيانات ممكن است كه پارهء اينمكالمات در هنگام ورود بهكوفه وبعضى در شام وبرخى هنگام وارد كردن بهعمارات سلطنتى يزيد ملعون روى داده باشد . ونيز بر دانشمندان دقيقهياب مكتوب نباشد كه اينكه پارهاى روايات اگر ناطق است كه حضرات أهل بيت را مكشفات الوجوه در روز روشن وانجمن ناس به شام درآوردند ، نه آن است كه اين حالت را در حقّ حضرت امّ كلثوم يا جناب زينب خاتون يا نسوان محترمه بالغه أهل بيت ببايست پذيرفت ؛ بلكه چنانكه مكرّر أشارت رفت ، اين نسوان معظمه در محمل جا داشته ودر پرده بودهاند ؛ چنانكه به اين حال نيز گاهى تصريح شد . واگر مكشفات الوجوه يا بدون ستر بودهاند ، بنات غير بالغه ونسوان غير معظمه مثل پارهاى كنيزها يا زنهاى أصحاب وخدام أهل بيت بودهاند . چه ربّات سرادق طهارت وزنان وبنات خاندان رسالت به ديگر مردم قياس نشوند وعيون وابصار خائنه را آن استطاعت نباشد كه بديشان نگران گردد وقلوب مريضه را توانايى نيفتد كه دربارهء ايشان ريبت تخيل يابد ؛ ديدار اشقيا را در ديدهء ناموس كبريا مقام ديدار نيست وقلوب ناپاك را در مورد حريم رسول كريم اميد ادراك نباشد . اگر شعاع شمس را بنگرند ، شمس را ننگرند واگر بخواهند بنگرند ، به رنج رمد وعَمى مبتلا گردند تا چه رسد در مقام شموس حقيقي كه آفتاب عالمتاب از شعاع ايشان تابشى وماه آسمان از پيشگاه لمعات أنوار ايشان نمايشى است . آيت تطهير بر اين جمله دليلي روشن وقصه سهل « واللَّه ما نظرت إليكم بريبة » وصيحهء بنت صغيرهء امام عليه السلام وبيهوشى سهل بن سعد بر اين مراتب حجتي مبرهن است . همانا پروردگار مهيمن قدوس آن عظمت وهيبت وهيمنه در اينزمره ناموس بر نهاده است كه هيچكس را آن مجال نيست كه به پارهاى تخيلات نفساني به ديدار ايشان اشتغال جويد واگر گاهى فرمودهاند كه اين سر را از ميان محامل به ديگر سوى برند تا ناظران با ديدن آن از ديدار ديگران اشتغال جويند ، به جهاتى بوده است كه خود دانند ومقصود نظاره به أطفال وخدام است . يا چون أغلب ايشان داراى رتبت عصمت واز ديگر مردمان به أصحاب ولايتمطلقه أقرب بودهاند ، ممكن است در همان حال غم آن مردم مىخوردهاند تا مبادا به معصيتي دچار آيند كه به غضب پروردگار گرفتار شوند ؛ يا اينكه حزن واندوه آن سر مبارك افزون نشود ويا از راه امر به معروف ونهى از منكر ؛ صلوات اللَّه وسلامه عليهم أجمعين . 1 . سبايا ( جمع سبيه ) : أسيران از گروه زنان وكودكان ، ومطايا ( جمع مطيه ) : شتر سواري ؛ ووطا : جهازي كه برپشت شتر نهند . 2 . ناغاه : يعنى در گهواره برايش نوازش كرد ولالائى خواند . 3 . سخنان شمرده وموزون گفتن . 4 . [ تا اينجا قريب به مضمون اين مطلب در ناسخ التواريخ سيّد الشهدا ، 3 / 123 - 124 تكرار شده است ] . -