مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
298
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> ممكن نبود تا بر ما درآيد . ومىفرمود : چون ما را بهمجلس يزيد مىبردند ، سرايش را در بندهاى بسيار وبه هر دربندى خادمانش ايستاده بودند وتيغهاى برهنه در دست داشتند . چون به آن دربندها مىرسيديم ، به ما فحش مىدادند وبر سر أطفال يتيم شمير مىزدند وآنها گريه وجزع مىكردند وهيچ كس بر آنها ترحم نمىنمود وما را با اين هيأت با سر برهنه وزنان را با موى پريشان وارد مجلس آن ظالم كردند وأو به خوردن طعام مشغول بود وبه هيچ وجه با ما متعرض نمىگشت وأطفال ما گرسنه وبا دست بسته وگردنهاى جراحت يافته از زنجيرها نزدش ايستاده بودند وأشك از ديده مىباريدند . سكينهء مظلومه روى به مدينه آورد با سوز دل به جدش خطاب كرد : أيا جدّنا صرنا غنائم للعدى * كأ نّا بأيديهم أسيرات ديلم إلى آخر الأبيات . در كنز الانساب مسطور است : در شهر دمشق ، در مسجد بنى اميّه طاقي مخصوص بود كه سر مبارك حضرت امام حسين عليه السلام را در آن طاق نهاده وخون سر مباركش در آنجا چكيده بود . گاهى كه مسيب ابن قعقاع خزاعي خروج كرد وأهل بيت را از كوه لبنان بيرون آورد ، چون به شهر دمشق رسيدند وزينب خاتونرا نظر به آن خون بيفتاد ، در ساعت به جوار رحمت حضرت احديت برفت وتربت شريفش نزديك به همان طاق است ودر آن جايگاه مسجدى ساخت كه مسجد اكبرش خواندند . اين نام به سبب آن قطرهء خون مبارك يافت . در بعضي كتب متأخرين نوشتهاند كه تربت منور حضرت زينب خاتون به اصحّ روايات در يكى از قراى شام واينك آن مضجع مشهور ومحل زيارة نزديك ودور است . وپارهاى متتبعان أهل خبر نوشتهاند : هنگامى چنان افتاد كه در مدينة الرسول حالت قحط وغلا روى داد . عبداللَّه بن جعفر با عيال خود به طرف شام روى نهاد تا در آنجا بماند وبعد از رفع قحطى به مدينه باز شود . در آن أيام كه در شام توقف داشت ، در ضيعه وقريهاى كه اكنون مزار منور حضرت زينب در آنجا واقع است ، آن حضرت را حالت استقامت از مزاج عصمت امتزاج بگشت وبه آن رنج درگذشت ودر همانجا به خاك رفت . راقم حروف گويد : در اين جمله اخبار كه در باب مزار حضرت صديقه صغرى زينب كبرى ودوباره أسير شدن أهل بيت ورفتن به شام ووفات حضرت زينب سلام اللَّه عليهم به روايات عديده مسطور گشت ، به دلائل متعددة محل اعتماد نشايد شمرد . زيرا در كتب متقدمين ياد نكردهاند ونيز على سبيل التحقيق عبداللَّه بن جعفر سالهاى دراز بعد از يزيد وفات كرد وتا زنده بود ، حضرت زينب از حباله نكاحش بيرون نشده بود كه بگوييم يزيد مىتوانست درصدد تزويج آن مخدره برآيد . ديگر اينكه ، يزيد با هزارگونه بيم وتشويش مىزيست وأهل بيت را با نهايت حشمت به مدينه مراجعت داد وحضرت علي بن الحسين عليهما السلام نيز كنارى گرفت ويزيد از كردار آن حضرت خوشنود -