مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

299

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> مىبود وچون مسرف بن عقبه را به مدينه مىفرستاد ، در رعايت جانب آن حضرت بسى سفارش نمود ونيز قرائت پاره‌اى اشعار را كه در اين سفر دوم به حضرت سكينه نسبت داده‌اند ، همان ابيات است كه در سفر نخست فرمود . ديگر اين‌كه ، آن‌گونه وصايا كه از حضرت زينب در حالت رحلت از اين سراى به حضرت امام زين العابدين سلام اللَّه عليهما منسوب مىدارند ، هرگز در نظر هيچ خردمند پسند نيايد . چگونه با امام زمان وحجت يزدان اين‌گونه سخن مىكنند ؛ با مثل حضرت زينب ؛ كسى كه أو را عالمه وفهمه وعارفه وكامله در لسان امام مىخوانند ؟ ديگر اين‌كه ، سر مبارك امام حسين عليه السلام مگر در آن وقت در شام بود يا مكان معينى داشت كه به امام عليه السلام وصيت فرمايد كه آن سر مبارك را در عوض من ببوس ؟ آنچه در كنز الانساب مسطور است ، بيش‌تر از درجهء اعتبار خارج است ؛ چنان‌كه چون بر ساير مرقومات آن‌كتاب نيز بنگرند ، بر اين‌جمله شهادت دهند . اين‌كه اين‌مطالب در اين‌جا مسطور گشت ، براي آن است كه شايد در هر خبري مفصل فقرهء چند مقرون به صحت باشد وآنچه محل ترديد باشد ، به آن أشارت رود تا از اين بعد ديگران در ورطهء اشتباه دچار نشوند وآنچه صحيح مىنمايد اين است كه حضرت زينب بعد از مراجعت به مدينهء طيبه وفات كرده ودر مدينه مدفون شده است . ديگر وفاتش در چه وقت بوده است ؟ خدا مىداند . واين زينبيه كه در شام است ، گمان مىرود كه همان دختر امام حسين عليه السلام باشد وآن‌كه در قناطر السباع است ، دختر أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه است ؛ اما نه از بطن حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها . واگر گوييم : اين مزارى كه در شام است ، البتة از حضرت زينب كبرى است ، بايد به آن روايت مذكور اعتماد كنيم كه عبداللَّه بن جعفر آن حضرت را با خود ببرد ودر شام وفات كرد ودر خاك شد . ونيز تواند بود كه زينبيهء شام منسوب به يكى از دختران يا فرزند زادگان ايشان باشد ؛ چنان‌كه در أغلب امام‌زادگان حالت بر اين منوال است كه أسامي آباى أو را بر زبان نمىآورند وبه آن جدى كه امام يا پسر امام است ، منسوب مىدارند ؛ زيرا وى مشهورتر است . در ساير مردم نيز در مقام نسبت همين معاملت مىرود . مثل آن‌كه فلان شخص را كه مثلًا به پنج پشت به پادشاه يا وزير مىرسد ، شاهزاده ووزير زاده مىگويند يا فلان كس را شايد بيست پشت تا به امام فاصله دارد ، امامزاده مىخوانند . هم‌اكنون بعد از اين چند مدت ديرباز وساليان دراز ، چگونه توانيم بدون خبري صحيح ويا حكمي صريح كه از مقامات معتبره رسيده باشد ، به چنين أمور واين نوع نسبت‌ها بالصراحة تصديق يا تكذيب نماييم ؟ منتهاى امر اين است كه به قرائن عقلية ونقليه وترتيب پاره‌اى مقدمات وملاحظهء تناسب بعضي اخبار وامارات ، ظني متاخم به علم را توانيم توليد كرد وبه آن استنادى ناقص نمود ؛ واللَّه تعالى اعلم به حقايق الاسرار . چنان‌كه در مصر نيز به اين نام چند قبر موسوم است ؛ يكى در قناطر السباع وديگرى قبرى است كه بر آن نوشته‌اند : اين قبر شريفهء زينب بنت أحمد بن عبداللَّه بن جعفر بن محمّد بن علي بن أبي طالب رضى اللَّه عنهم است واين محمّد را همان محمّد بن حنفيه دانند ؛ اما صحيح نيست چه دخول محمّد به مصر معلوم نيست ؛ -