مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
221
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> واگر گويند : « أهل بيت از روى معجزه وكرامت طي چنين مسافت را در چنين قليل مدت كردند ! » آن هم با آن وقايع منازل موافق نتواند شد واز اين برافزون ، اگر أوليا داراى كرامت باشند ، اشقيا نيستند . اگر أهل بيت طي ارض توانند كرد ، امراى لشكر وسپاه وباركشهاى آنها نتوانند كرد . ابن طاوس عليه الرحمة روايت مىفرمايد كه أهل بيت عصمت سلام اللَّه عليهم در هنگام مراجعت از شام چون به خاك عراق رسيدند ، بادليل فرمودند : « ما را به كربلا مىبايد رفت . كاروان را از آنجا عبور بده . » چون به حاير شريف درشدند ، جابر بن عبداللَّه انصارى وجماعتى از بني هاشم ورجال آل رسول خداى صلى الله عليه وآله را بر سر آن مضجع پاك وتربت تابناك بديدند كه به زيارة سيّد الشهدا ومشاهد ساير شهدا آمده بودند . چون ايشان وزنان اعراب حوالي حاير در آن مقام كريم فرآهم شدند ، ماتمى بزرگ وسوگى عظيم نمايش گرفت وأهل بيت سلام اللَّه عليهم بعد از طي مراسم سوگوارى وزارى به جانب يثرب راه گرفتند . در كتاب لهوف وعوالم ومنتخب شيخ طريح نيز به همين تقريب مسطور است وورود ايشان با ورود جابر بن عبداللَّه انصارى وجماعتى از بني هاشم مطابق شد واز پس روزى چند كه داد مصائب بدادند ، به راه مدينه رهسپار شدند . واعثم كوفي گويد : امام زين العابدين عليه السلام باسرهاى شهدا وخواهران وعمّات وساير اقربا متوجه مدينهء طيبه شد ودر بيستم شهر صفر سر مبارك حسين عليه السلام وساير شهدا را به أبدان ايشان ملحق كردند واز آنجا به سر تربت مقدس جدّ بزرگوار خويش شتافت ورحل أقامت انداخت ؛ لكن از ملاقاة ايشان با جابر عليه الرحمة واينكه بيستم صفر روز أربعين بود ، أشارت نمىكند وابن جوزي در جمله بيان أقوال مختلفه كه مذكور شد ، مىگويد : « اشهر آن است كه آن سر مبارك را با سبايا به مدينه بردند واز آن پس به كربلا آوردند وبه جسد منور ملحق وبعد مدفون كردند . » ودر محرق القلوب مىنويسد : مشهور ما بين شيعه آن است كه يزيد آن سر مبارك ورؤوس مقدسهء ديگر شهدا را به امام زين العابدين عليه السلام بداد وآن حضرت به كربلا آورد ودر روز أربعين به بدنهاى ايشان ملحق ساخت . وشيخ صدوق عليه الرحمة در امالى به بيرون شدن علي بن الحسين عليهما السلام بازنان وباز گرداندن سر مبارك حسين صلوات اللَّه عليه را به كربلا أشارت كند . اما از ملاقاة با جابر وتعيين زمان سخن نمىكند . ودر مقتل أبى مخنف از ورود أهل بيت به كربلا وملاقاة با جابر انصارى وجماعتى كه با أو بودند ونزول در آنجا وزيارة امام حسين وأقامت روزى چند به عزادارى وكوچيدن به جانب مدينهء طيبه أشارت رفته ؛ لكن از رؤوس مطهره وروز أربعين چيزى مسطور نداشته است . در نور العين مىگويد : چون علي بن الحسين واقرباى آن حضرت را آن سرهنگ از دمشق بيرون آورد وبه پارهاى طرق رسيدند ، گفتند : « اى دليل ! ما تو را به خدا سوگند مىدهيم كه ما را به راه كربلا عبور بده تا تجديد عهدي كرده باشيم . » گفت : « سمعاً وطاعة . » -