مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

139

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وايضاً اين خطبهء شهادت به شجاعت وقوت قلب آن مخدره مىدهد ودر سابق از ابن حجر در اصابه ذكر شد كه به ترجمهء آن مخدره مىگويد : « وكلامها ليزيد بن معاوية يدل على عقل وقوّة جنان » . شيخ جعفر نقدي در كتاب زينب كبرى گويد : شجاعت أدبي حضرت زينب وفصاحت وبلاغت أو در ميان هزاران نفوس همه را به حيرت انداخته وجسارت أو در مجلس بزرگى كه يزيد تشكيل داده است ، نسبت به يزيد وبيان حقايق واقعه قابل توجه بوده است ، يزيد به اعتقاد باطل ايشان خليفه مسلمين جهان بود وبر تمام مسلمانان ممالك پهناور اسلام آن روز فرمانروايى داشت ، فرق غير مسلم به يزيد جزيه مىدادند ، ملل مختلفه در مجلس باابهت أو كوچك مىشدند . شمشيرهاى برهنهء جلادان بنى اميّه وسطوت وصولت يزيد هر بيننده را بر خود مىلرزاند . در چنين مجلسي بس عظيم ، زينب كبرى مىفرمايد : « اى پسر آزاد كرده شده ! جهان به تو نشان مىدهد كه چه قدر كوچكى وبسيار تو را توبيخ مىكنم از اين عمل زشت وشنيع تو واين فاجعهء عظيم را كه تو به پا كردى تا دامنهء قيامت از گوش‌ها فراموش نمىشود . » وچنان داد فصاحت وبلاغت داد وحقّ مقام را چنان ادا كرد وچنان نقاط حساسى را وجنايات ورسوايى يزيد را بر حاضران مجلس أو آشكار ساخت كه يزيد دست وپاى خود را گم كرد ومجلسي را كه براي افتخار خود تنظيم كرده بود ، موجب رسوايى وافتضاح أو شد وقلوبى كه متوجه يزيد بودند ، متنفر شدند از أو . مجلس شوم أو به هم خورد ودر تمام مجالس ومحافل ممالك مسلمان از اين فاجعهء عظيم وبيان زينب كبرى صحبت به ميان آمد وسخنرانىها شد . مردم از اين واقعهء به قدرى بحث كردند كه گوش‌ها پر شد وبنى اميّه منفور ومورد غضب مسلمين واقع شدند وعلناً يزيد را لعن كردند ويزيد باگفتار خود خواست مباهات وفخريه نمايد وبر خود عيد وجشنى قرار دهد قتل حسين را وعليا مخدره به قدرى أو را كوچك وحقير شمرد وأو را در نظر مردم پست كرد كه بعضي گريان وبعضي خجلان وشرمنده شدند . يزيد چاره نديد جز اين كه قتل حسين را از خود دفع دهد وپينهء أو را به ابن زياد بچسباند ودر مجلس صريحاً گفت : « خدا لعنت كند پسر مرجانه را . من به قتل حسين راضى نبودم . ابن زياد عجلت كرد وأو را به قتل رساند . » ولى اين سخن در نفوس مردم تأثير نكرد ونظر مردم شام وممالك مسلمين نسبت به يزيد عوض شد وروز به روز مظلوميت حضرت حسين بيش‌تر آشكار مىشد وبيش‌تر محبوب قلوب مسلمين مىشد وتوجه مردم به أولاد على زيادتر مىشد . بالآخرة كار به جايى كشيد كه دودمان يزيد مثل پشم زده كه باد تندى به أو بوزد ، بكلى نيست ونابود شدند . سيّد مهدى ابن سيّد داود حلى قد أسروا من خصّها بآية * التّطهير ربّ العرش في كتابه إن ألبست في الأسر ثوب ذلّة * تجمّلت للعزّ في أثوابه -