مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
112
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> « گمان نكنند آنان كه كفر ورزيدند وسر از فرمان برتافتند وبا پيغمبران وبرگزيدگان يزدان به مخالفت رفتند وسركشى ورزيدند وروزى چند در اين جهان جهنده وكيهان فريبنده درنگ يافتند ودچار عذاب وعقاب نيامدند كه اين تأخير كيفر براي ايشان خير وخوبى است . بلكه اين مهلت از آن به ايشان داديم تا بر گناه بيفزايند وبه عذابي خوار نماينده گرفتار شوند . » يعنى : « حالت تو اى يزيد نيز چون آن جماعت باشد . آيا از روى عدل وداد ونصفت واقتصاد است اى پسر طلقا وفرزند آزادشدهها كه زنان وكنيزان خود را از پس پرده بدارى ودختران رسول خداى صلى الله عليه وآله را اسيروار شهر به شهر بگردانى وستور احتشام وخدور بااحترام ايشان را ناديده انگاشتى ودر مناهل ومناقل وأماكن ومنازل بتاختى وانظار دور ونزديك وپست وبلند را بر ايشان برگماشتى ورحال 13 ايشان را از رجال خالى داشتى وپرستار براي ايشان نگذاشتى . واين جمله كار وكردارهاى نااستوار كه از تو پديدار گشت ، همه از روى سركشى ونافرمانى خداى ومنكر شدن رسول أو ودفع دادن آنچه را كه رسول خداى از حضرت خداى بياورده باشد واين همه افعال نكوهيده واعمال ناشايسته از تو هيچ عجب نباشد وچگونه اميد مهر وعطوفت مىرود از آن كس كه جگر شهيدانش از دهان نماينده وگوشتش از خون شهدا روينده وبا سيّد أنبيا آتش حرب برافروزنده وبه جنگ آن حضرت لشگرها فرآهم كننده وبر روى مباركش تيغ بركشنده ودر انكار خدا ورسول خدا وعداوت با پيغمبر وكفر وطغيان باحضرت داور از تمامت عرب شديدتر باشد ، جز نتيجة خلال كفر وكينه كهنه كه از ديرين روزگار به سبب كشتگان روز بدر در دل نهفته وآن آتش در كانون خاطر بينباشته ، چه نماينده باشد ؟ » كنايت از آنكه از پسر هند جگرخواره چه بهره توان خواست وچگونه در خصمي ما أهل بيت درنگ وخوددارى تواند كرد آن كس كه ديدهاش را بر بغض وعداوت وضغن وحقد وخصومت ما برگشوده است ، آنگاه بدون اينكه از آنچه كرده است ومىكند به توبت وانابت باشد يا چنان گناهى بزرگ را عظيم شمارد ؟ شعري به اين قبح وشناعت انشاد كند : وأهلّوا واستهلّوا فرحاً * ثمّ قالوا يا يزيدُ لا تشل « اىكاش آباء وأجداد ومشايخ من كه در روز وقعهبدر ومقاتلت با رسولخداى كوششها مىورزيدند وبراي تقويت كفر زحمتها بر خويش مىنهادند واز اين روى رنجها بردند وتعبها كشيدند تا باكمال بغض وكين آن حضرت به قتل رسيدند ، يا باحسرت وضجرت بمردند ، حاضر بودند واين روز را مىديدند كه چگونه آن كينهء ديرينه بجستم وجگر پيغمبر را از خون پسرش بخستم وأهل بيتش را أسير وذليل ساختم . آنگاه با روى درخشان شادىكنان وخرم وخرسند زبان به آفرين برگشادند وآواز فرح وسرور بركشيدند وهمى گفتند : « اى يزيد ! شل نشوى ! » بالجملة ، مىفرمايد با اينكه چنين كار بكردى وپسر رسول خداى را بكشتى ، جرم وجريرتي نشمردى وبر كفر ونفاق برافزودى وچنين شعر را در ميان جماعت وحضور أهل بيت رسالت قرائت كردى واين كار نابهنجار را باجسارت ورزيدن وبا دندانهاى مبارك حضرت أبى عبداللَّه صلوات اللَّه عليه قضيب و