مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

100

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> پس آن كودك فرياد بركشيد وبر خويش بلرزيد وجامهء عمه‌اش حضرت زينب را بگرفت . جناب زينب خاتون صيحه برزد وفرمود : « ليس ذلك إلى يزيد ولا كرامة » . يزيد برآشفت وگفت : « اگر بخواهم چنين كنم » ؛ « فقالت زينب : صلِّ إلى غير قبلتنا ودن بغير ملّتنا وافعل ما شئت » . زينب سلام اللَّه عليها فرمود : « به قبله‌اى جز قبلهء ما نماز بگذار وبه دين وآيينى جز ملت ما درآى ! آن‌گاه هرچه خواهى بكن . » از اين سخن ، غضب يزيد ساكن گشت . در كتاب إعلام الورى نيز اين داستان را به همين تقريب أشارت واز جناب فاطمه دختر امام حسين وعمه‌اش زينب خاتون عليهما السلام روايت كند . اما شيخ صدوق عليه الرحمة در كتاب امالى اين نسبت را به فاطمه ، دختر أمير مؤمنان صلوات اللَّه عليه مىنگارد ومىگويد : فاطمه فرمود : « چون مرد شامي اين سخن بگذاشت ، به ثياب خواهرم كه از من أكبر واعقل بود درآويختم و . . . » لكن شيخ مفيد در ارشاد اين خبر را از جناب فاطمه دختر امام حسين وآن مكالمات را از عمه‌اش حضرت زينب خاتون عليهما السلام مسطور كرده است . [ . . . ] مكشوف باد ، علماى اخبار در نگارش اين خطبهء مباركه به صور مختلفه رفته‌اند . بعضي در دنبالهء همان حكايت شامي وبعضي در آن مقام كه يزيد به سر مطهر جسارت ورزيد وآن اشعار لاميه را كه در متون كتب مقاتل مسطور است ، قرائت كرد ، مرقوم داشته‌اند . ونيز بعضي در نگارش عين خطبه با بعضي اختلاف ورزيده‌اند . اكنون به صورتىكه جامعيت را شامل واصحّ اخبار را ناقل باشد ، أشارت مىرود . در كتاب رياض‌الاحزان وبيت‌الاحزان وروضة الواعظين واسرار الشهادة واحتجاج طبرسى وملهوف وناسخ التواريخ وبعضي كتب مسطور است كه بعد از آن‌كه آن مرد احمر شامي حضرت فاطمه را به كنيزى بخواست وآن مكالمات در ميانه برفت وبه‌قولى چون حضرت‌صديقه صغرى زينب‌خاتون دختر أمير مؤمنان عليهما السلام نگران‌شد كه يزيد آن سرمبارك را در حضورش در تشتى برنهاده بود ، دست برآورد وگريبان بردريد وباصوتى حزين كه دل‌ها را ناچيز مىساخت ، نداى « يا حسيناه ! يا حبيب رسول اللَّه ! يا ابن مكّة ومنى ! يا ابن فاطمة الزّهراء سيِّدة النِّساء ! يا ابن بنت المصطفى » برآورد ويزيد وأهل مجلس به گريه درآمدند . واين وقت زنى از بنىهاشم كه در سراى يزيد جا داشت ، بر حسين عليه السلام ندبه همى كرد ونداى « وا حبيباه ! ويا سيِّد أهل بيتاه ! يا ابن محمّداه ! يا ربيع الأرامل واليتامى ! يا قتيل أولاد الأدعياء » بركشيد هركس بشنيد ، بگريست . آن‌گاه يزيد ملعون چوبى از خيزران بخواست وبا ثناياى مبارك امام عليه السلام جسارت ورزيد وبا أبو برده ( يا برزه ) اسلمى آن معاملت به پا برد وبه ابيات زبعرى 6 : « ليت أشياخي ببدر شهدوا » تمثّل جست . در اين وقت ، جناب زينب خاتون دختر علي بن أبي طالب كه مادرش فاطمة بنت رسول خداى صلى الله عليه وآله بود ، به روايت سيّد ابن طاوس وغيره برخاست وفرمود : [ براي خوددارى از تكرار متن عربى خطبه به لهوف ارجاع شد ]