مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

101

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> يزيد با شنيدن چنين خطبهء مباركه وكلمات عبرت آياتي كه رخنه در طبقات أرضين وسماوات مىافكند ، هيچ متنبه نشد ودر پردهء شقاوتش اثر نكرد . يا اگر كرد ، محض خوددارى ونهايت غفلت از حضرت بارى اين شعر را بخواند : يا صيحةً تحمدُ من صوايح * ما أهون الموت على النّوايح وآن صيحه وناله را كه از دهشت محشر خبر مىداد وكلمات وحشت آثار را كه أحوال يوم النشور را تذكره مىنمود ، به سخره ولاغ 7 شمرد وبراي انصراف حاضران ، ياوه وبيهوده خواند . واما طبرسى در احتجاج ، اين خطبه را بااندك تفاوتى در پاره‌اى ألفاظ مذكور داشته است ومىگويد : « چون علىبن الحسين وحرم آن‌حضرت عليهم السلام را بر يزيد درآوردند وسر مبارك امام عليه السلام را در حضورش در تشتى بگذاشتند وآن پليد با مخصره خود ، يعنى چيزى كه به تازيانه مانند بود ، با دندان‌هاى مباركش جسارت همى ورزيد وهمى گفت : لعبت هاشمُ بالملك فلا * خبر جاء ولا وحيٌ نزل إلى آخرها ، حضرت زينب بنت علي بن أبي طالب كه مادرش فاطمه دختر رسول خداى صلى الله عليه وآله بود ، برپا شد وفرمود : [ براي خوددارى از تكرار متن عربى خطبه عربى را به احتجاج ارجاع شد ] چون آن حضرت اين خطبه به فصاحت وبلاغت وجزالت وهيبت وحجت به پا برد ، يزيد در جواب آن شعر را كه مسطور شد ، بخواند وفرمان كرد تا ايشان را باز گردانند . اكنون به معاني پاره‌اى ألفاظ مشكله اين خطبهء مباركه أشارت مىرود . « سوآى » تأنيث أسوأ است ؛ مانند حُسنى كه تأنيث أحسن است وتواند بود كه مصدر باشد وبه جهت مبالغه موصوف به واقع شده است ؛ مانند بشرى ، وبعضي گفته‌اند « سوئى » دوزخ است ؛ چنان‌كه حسنى وطوبى اسم بهشت اشت . يعنى : « دوزخ عاقبت ايشان باشد . » واين آيت وافى دلالت كه در سورهء روم وضمن داستان كفار عجم ومغلوب شدن ايشان وحكايت عاد وثمود وبليات وهلاكت وانقراض آن مردم ووخامت عاقبت ايشان وارد است ، در اين مقام بر لسان مبارك حضرت صديقهء صغرى ، دختر على مرتضى سلام اللَّه عليهما گذشته ، واز اتيان در اين موقع همى خواهد بازنمايد كه حالت يزيد واتباع أو بيرون از كفار عجم ومشركان عاد وثمود نيست وهم‌چنين وخامت عاقبت وندامت فرجام وتباهى وانقراض دولت ودودمان آنان نيز به مانند آنان است . والبتة جز اين نباشد ودر حقيقت از انقراض ايشان خبر مىدهد واز بطلان آن‌ها وبر حق بودن خودشان باز مىنمايد واز گردش روزگار آينده اخبار مىفرمايد . ونيز از اين آيهء شريفه مىرسد كه عاقبت معاصي كفر است ونتيجهء كفر وانكار آيات يزدانى نيران جاودانى است . پس اين آيهء شريفه تحذير از سوء خاتمت وهلاك عاقبت را متضمن است ؛ چه خداى تعالى تكذيب واستهزا را عاقبت آنان‌كه « أسَاؤُوا السُّوأى » ؛ يعنى « بد كردند وكافر شدند » قرار داده ومعنى آيهء -