مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

508

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

قال عليه السّلام : الحمد للّه الّذي جعل في النّاس من يفد إلينا ويمدحنا ويرثي لنا ، وجعل عدوّنا من يطعن عليهم ويهدّدونهم ويقبّح ما يصنعون . « 1 » « 2 »

--> ( 1 ) - كامل الزّيارات ، ص 325 ، وعنه في مزار البحار ، ص 124 . ( 2 ) - حديث ديگر دربارهء منزلت بس والاي أبا الفضل عليه السّلام ، روايتي است كه محقّق عاليقدر ، سيّد محمّد على شاه عبد العظيمى قدس سرّه متعرّض آن شده است واز آن برمىآيد كه قمر بني هاشم عليه السّلام از مقاماتى شبيه مراتب معصومين عليهم السّلام برخوردار است . روايت شده است كه چون امام سجّاد عليه السّلام بعد از واقعهء عاشورا ، براي دفن آن پيكرهاى به خون خفته در كربلا حضور يافت ، به بنى أسد اجازه عنايت كرد تا آن أجسام مطهّر را به خاك سپارند وتنها پيكر سيّد الشّهدا عليه السّلام وعمويش را استثنا نمودند واظهار داشتند كه : خود به تنهايى به دفن آنان خواهند پرداخت ، وفرمودند : « با من كساني هستند كه ياريم دهند . » در اين‌جا ، امر امام واضح است كه امام بايد أو را غسل وكفن نمايد ؛ امّا مسأله‌اى كه به حقيقت وسرّ آن دست نمىيازيم اين است كه از چه رو حضرتش عليه السّلام عموى صدّيق وشهيدش عبّاس عليه السّلام را همانند پدر أطهر خود عليه السّلام به دل خاك نهاد تا از آن‌جا به ملأ أعلى پر گشايد . واين نيست مگر بيانگر اين مطلب كه آن جسد مقدّس چون ذوات مقدّسهء معصومين عليهم السّلام كس ديگر سزاوار نيست ، بدان دست زند ؛ چرا كه أو در نزديكترين حالات خود به حقّ متعال است وكسى كه از مقام شامخ أو بهره ندارد ، نبايد آن پيكر مطهّر را لمس نمايد . [ . . . ] اما در مورد سرهاى مطهّر ديگر شهدا در كتابهاى مقتل چيزى نيامده است ؛ جز اين‌كه در « نفس المهموم » صفحه 253 و « رياض الأحزان » صفحه 155 از « حبيب السّير » آمده است كه يزيد سر همهء شهدا را به عليّ بن الحسين عليهما السّلام تسليم نمود وحضرت آنها را ، در أربعين ، به ابدانشان ملحق ساخت وسپس به مدينه بازگشت . شايد ظواهر امر ، اين قول را تأييد كند ؛ زيرا چون مردم از پليدى كار يزيد آگاه شدند ونغمه‌هاىآشوب وشورش بلند گشت ، چاره‌اى نديد جز آن‌كه هرچه كه مورد درخواست امام سجّاد عليه السّلام بود ، به مرحلهء اجرا درآورد وآنان را هرچه زودتر از شام خارج كند . در جهت ديگر علّامه سيّد محسن امين ، در « أعيان الشّيعه » جلد 4 ، صفحه 290 يادآور شده است كه أو در سال 1321 ه . ق در آرامگاه معروف به مقبرهء باب صغير ، در دمشق مشاهده نموده كه صخره‌اى در جنب در آن قرار داشته است كه بر آن حك شده بود : هذا مدفن رأس العبّاس بن عليّ ورأس عليّ الأكبر بن الحسين ورأس حبيب بن مظاهر . اين‌جا محل دفن سرهاى عبّاس بن علي ، على أكبر فرزند امام حسين عليهم السّلام وحبيب بن مظاهر است . أو سپس گويد : سپس اين مقبره ساليانى خراب گشت وبعد از مدّتى ، بناى آن مجدّدا برقرار شد وآن صخره را از ميان برده وضريحي بر قبور نهادند وأسامي بسيارى از شهداى كربلا را بر آن منقوش ساختند ؛ امّا حقيقت امر -