مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
468
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - زينب عليها السّلام چون اين خبر را شنيد ، فغان برداشت : « واي برادرم ! واي عبّاسم ! آخ كه بعد از تو ديگر ما بىياور شديم . » زنان حرم به گريه پرداختند وحسين عليه السّلام هم با آنان به گريه پرداخت وندا درداد : « آخ كه بعد از تو اى أبا الفضل بىياور شديم وتباهى به ما روى آورد . » ترديدى نيست كه سيّد الشّهدا عليه السّلام شهيدان را در ميدان جنگ وانمىنهاد ؛ بلكه دستور مىفرمود كه آنان را به خيمهاى حمل نمايند . اين موضوعي است كه اگرچه دربارهء يكايك شهدا صريح وارد نشده است ، امّا با تأمّل ودقّت دربارهء اخبار رسيده ، وبنا به اقتضاى حال مىتوان به آن حكم نمود . تأييد بر اين امر ، أحاديث واخبارى است كه در « بحار الأنوار » نقل شده است ودائر بر حمل پيكر حرّ ويا علي أكبر عليه السّلام به خيمهء دار الحرب مىباشد ، وامام حسين عليه السّلام خود نيز جسد مطهّر قاسم را حمل وأو را در كنار بدن على أكبر عليه السّلام وديگر شهدايى از أهل بيت حضرتش قرار داد . اين كلام ابن جرير وابن أثير است ، امّا جدّا بعيد به نظر مىرسد كه سيّد الشّهدا عليه السّلام افراد خانوادهء خود را به خيمه ببرد واين برگزيدگان گرانمايه را كه دربارهشان فرمود : « من أصحابي بهتر ونيكوكارتر از أصحاب خود نمىدانم » . در ميدان جنگ وانهد . چگونه گمان مىرود كه امام عليه السّلام با اينان كه آنان را بر همه ، حتّى أصحاب جدّ وپدرش عليهما السّلام برتريشان داده است ، چنين رفتار نمايد . هيچكس بر خود نمىپسندد كه بدينسان عمل كند ، تا چه رسد به بزرگ آقاى أهل عالم كه آموزگار غيرت وعزّت وبلندنظرى به جهانيان است . مزيد بر آنكه فاضل قزوينى در كتاب « تظلّم الزّهراء » ، ص 118 از « غيبت نعمانى » نقل مىكند كه امام باقر عليه السّلام فرمود : كان الحسين يضع قتلاه بعضهم مع بعض ويقول : قتلة مثل قتلة النّبيّين وآل النّبيّين . حسين عليه السّلام كشتگانش را برخى نزد بعضي ديگر قرار مىداد ومىفرمود : كشتگانى مانند كشتهشدگانى از پيامبران ودودمان پيامبران هستند . امّا با تمام اين مراتب ، شك نيست كه امام حسين عليه السّلام برادرش عبّاس عليه السّلام را در همان محلّ سقوطش از أسب نزديك سدّ وانهاد ؛ وآن نه به خاطر كثرت جراحات وارده وخونريزى بسيار بود ونه به خاطر عدم قدرت بر حمل . چنانكه گفتهاند ؛ ( 1 ) زيرا كه امام عليه السّلام با آن توان الهى خود مىتوانست آن پيكر را هرجا كه بخواهد ، ببرد . ونيز نه بدان علّت كه گويند : عبّاس حضرتش را به جدّ مكرّمش صلّى اللّه عليه واله قسم داد كه وى را به خيمه حمل ننمايد ؛ زيرا به سكينه وعدهء آب داده بود واز وى شرمگين مىگشت ؛ ( 2 ) زيرا بر هريك از اين دو مورد شاهد واضح ودليل قاطعى وجود ندارد . بلكه وانهادن أو در شهادتگاهش ، از سرّ ونكتهاى دقيق برخوردار است كه بر هر شخص تيزبين وكنكاشگرى وآنكه از ذوق سليمى بهره دارد ، روشن وآشكار است . واگر اين امر نبود ، امام عليه السّلام از حمل أو در هر شرايطى هم كه قرار داشت ، عجز نمىورزيد . با گذشت زمان ، اين راز آشكار گشت ومعلوم شد كه مقصود آن بوده است كه وى از حشمت وجاهى مخصوص بهرهور باشد كه أرباب حوائج ، بار سفر به سوى أو بربندند ودر حرم مطهّرش براي دنيا وآخرت -