مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
172
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - ديگر در روز عاشورا متصف گشت . از جمله كنيههاى أو أبو قربه مىباشد ( قربه به معناى مشك آب است ) ؛ زيرا در شهادتگاه كربلا چند مرتبه ، در حالي كه خصم بدسگال آب را بر روى آل مصطفى صلّى اللّه عليه واله بسته بود وبشدت در أطراف آن پاس مىدادند تا مبادا قطرهاى به حلقوم خشكيدهء آن عزيزان خدا برسد ، حضرت أبو الفضل بدون توجّه به انبوه لشكر وبي هيچ هراسى از نيزه وشمشير آنان ، با صلابت حيدرى بر آنان حمله برد وبا فرار رو به صفتانهء آنان ، مشك را از آب شريعه پر ساخت وحرم حسينى وأصحاب سيد الشهداء عليه السّلام را سقايت نمود . اما مورخان ونسبشناسان از اينكه عبّاس ( سلام اللّه عليه ) مكنى به أبو القاسم باشد ، سخنى به ميان نياوردهاند ؛ زيرا هيچكدام از آنان ذكر نكردهاند كه ايشان فرزندى موسوم به قاسم داشته است . تنها جابر أنصارى ، چون در اوّلين أربعين سيد الشهدا عليه السّلام به زيارة حضرتش مشرّف شد ، در ضمن خطابهء خود ، به آن شهيدان به خون خفته گفت : السّلام عليك يا أبا القاسم ، السّلام عليك يا عبّاس بن عليّ . واز آنجا كه اين صحابي عظيم الشأن تربيت يافتهء خاندان نبوّت وامامت است ، حتما سببي داشته كه اين سردار كربلا را به اين كنيه خوانده است . ليكن كنيهء مشهور آن حضرت ، أبو الفضل مىباشد ؛ زيرا كه از يك جهت فرزندى به نام فضل داشته ، واز طرف ديگر به حق سزاوار اين كنيه است ؛ چرا كه فضائل حضرتش همچون خورشيد درخشان براي همگان در تلألؤ ونورافشانى است . آرى ، اگر شرف وفضيلت را منبعى نامتناهى انگاريم ، سرچشمهء جوشان آن أبو الفضل است ، واگر فضل وسيادت را بنيانى رفيع تصور سازيم ، عباس ( سلام اللّه عليه ) از پايههاى عمدهء آن مىباشد : اى أميري كه علمدار شه كربوبلايى * اسدِ بيشهء صولت ، پسر شير خدايى به نسب پور دلير على آن شاه عدوكش * به لقب ماه بني هاشم وشمع شهدايى يك جهان صولت وپنهان شده در بيشهء تمكين * يك فلك قدرت وتسليم به تقدير قضايى من چه خواهم به مديح تو كه خود أصل مديحى * من چه گويم به ثناى تو كه خود عين ثنايى بي حسين آب ننوشيدى وبيرون شدى از شط * تو يَمِ فضل ومحيط أدب وبحر حيايى لقب مشهور آن بزرگوار بين شيعه وأهل سنّت ، باب الحوايج است ؛ واين نيست مگر به سبب كرامات فراوان حضرتش وگشودن گره از كار دردمندان وسامان بخشي به جمع پريشاندلان : درگه والاي تو در نَشأتَين * هست درِ رحمت وباب حسين هركه به دردى به غمى شد دچار * گويد اگر يكصد وسى وسه بار اى عَلَم افراخته در عالَمَين * اكشِف يا كاشِفَ كَربِ الحسين از كرم ولطف جوابش دهى * تشنه اگر آمده آبش دهى ( 1 ) ونيز - همچنانكه قبلا گفتيم - لقب ديگر عبّاس عليه السّلام قمر بني هاشم است ؛ كه آن هم به خاطر نيكمنظرى ونورانيّت چهرهء مباركش مىباشد ، به گونهاى كه سيمايش آنچنان پرتوافشان بود كه در شبهاى تار فروغ مىبخشيد وديگر احتياجى به نور نبود . -