مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

173

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

الأمين ، أعيان الشّيعة ، 7 / 429 وكنيته المشهورة : أبو الفضل كما عرفت من أبيات حفيده الفضل بن محمّد - وكما يشير إليها شارح ميميّة أبي فراس بقوله : بذلت أيا عبّاس نفسا نفيسة * لنصر حسين عزّ بالنّصر عن مثل أبيت التذاذ الماء دون التذاذه * فحسن فعال المرء فرع عن الأصل فأنت أخو السّبطين في يوم مفخر * وفي يوم بذل الماء أنت أبو الفضل

--> - اما در مورد لقب شهيد كسى متعرض آن نشده وتنها در كلام علماى نسب‌شناسى از اين لقب ياد گشته است . چنان‌كه أبو حسن عمرى در كتاب « المجدى » بعد از ذكر فرزندان حضرت عبّاس عليه السّلام مىگويد : اين آخر نسب فرزندان عباس شهيد وسقا ، زادهء علىّ بن أبي طالب عليه السّلام مىباشد . همچنين در « سرّ السّلسلة » تأليف أبي نصر بخارى آمده است كه : والشّهيد أبو الفضل العبّاس بن عليّ عليهما السّلام . ودر آن‌جا روايتي از معاوية بن عمار آورده است كه مىگويد : « به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : چه‌گونه فدك آن هنگام كه به شما برگردانده شد ، تقسيم گشت ؟ » امام فرمودند : « به فرزندان عباس شهيد ربع آن را داديم وباقي از آن ما باشد » . البتة سزاوار بود كه أرباب مقاتل وعلماى نسب‌شناسى ، آن لقبى را كه نشانگر منزلت عظيم حضرت عباس عليه السّلام است ، ذكر نمايند ؛ وآن ، لقب عبد صالح است كه امام صادق عليه السّلام - به روايت أبو حمزهء ثمالى در زيارة مخصوص أبو الفضل عليه السّلام - به وى دادند ؛ آن‌جا كه مىگويند : « السّلام عليك أيّها العبد الصّالح » . وخوانندهء هوشمند بخوبى مىداند كه اين صفت ، برترين مراتب انسان كامل را مىرساند ؛ چرا كه عبوديت رشتهء اتصال بين پروردگار وبنده بوده وبهترين حالت هرصاحب فضل وكمال به اين است كه بيابد كه وى در رابطه با آفريدگار عظيم وصاحب جلال خود مىباشد . واين اتصال وپيوستگى با مبدأ متعال - كه كاملترين مراتب وجود است - در هيچ‌كس حاصل نمىشود مگر اين‌كه به والاترين درجات انسانيت وبه شكوفايى تمامى استعدادهاى ملكوتيش نائل شود وشايستهء آن شود كه به عالم سرور ونشاط ابدى گام نهد وبه تجرد ويگانگى با معبود دست يازد . وبرعكس ، اگر انسان از اين رشتهء اتصال تهيدست باشد ، با انقطاع خطّ ارتباط ، از عالم قدس طرد مىشود ودر وادى هلاكت وخسران خواهد افتاد . البتة در اين‌جا مقصود ما پرداختن به صرف عبادات واجبي كه باعث برائت ذمه واسقاط عذاب مىشود ، نيست ؛ بلكه سخن بر سر اين است كه آدمي پروردگارش را - كه بايد بدون درخواست ثواب يا ترس از عقاب به پرستش وى پرداخت - براساس فهم وبصيرت ومعرفت عبوديت نمايد ؛ تا اين‌كه استحقاق آن يابد كه معبود متعال ، أو را بندهء خود بنامد وبر دعوى بندگى أو صحه بگذارد . ( 1 ) . در اين‌جا ودر فراز بالا ، مصنّف دو قطعه شعر به زبان عربى آورده بود كه ما به رعايت ذوق فارسي ، دو قطعه شعر از سيد محمد على رياضى آورديم ( شكوفه‌هاى ولايت ، ص 256 - 258 ) . پاك‌پرور ، ترجمهء العبّاس ، / 169 - 172