مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

607

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> شدند ، غلاف تيغ‌ها را بشكستند ، دل از جان بشستند وبا سليمان به جانب دشمنان بتاختند . گرگ‌فنا ، دهان برگشود ومتاع بلا قيمت فزود ، دليران جنگجوى كينه پوى شدند وگردان صف شكن نبرد افكن آمدند ، گرد وغبار عرصهء پيكار ، بر ماه شد وجهان روشن در ديدهء مرد وزن سياه گشت ، چشمهء آفتاب تيره گشت وچشم روزگار خيره شد . سليمان واصحابش چنان جنگى به پاى بردند كه هيچ كس را از هيچ زمان خبر نبود وجمعى كثير از سپاه شام را بكشتند ومجروح ساختند . چون حصين بن نمير اين شدت ، سورت ، هيبت ، صولت وصبر وطاقت را بديد ، راه چاره را مسدود يافت ، لاجرم پيادگان را فرمان كرد تا ايشان را به تيرباران فرو گيرند ونيز مردان كارزار بر ايشان احاطه آوردند ، پس به ناگاه مانند شرار نار وباران بهار تير بباريدند وناگاه تيرى بر مقتل سليمان بجست وأو را رضوان اللَّه عليه بكشت . حميد بن مسلم كه در آن حربگاه حاضر وجنگجوى بود ، اين شعر در مرثيهء أو بگفت : « قضى سليمان نحبه فغدا * إلى جنانٍ ورحمة الباري مضى حميداً في بذل مهجته * وأخذه للحسين بالثّار » 1 . متن خطبهء سليمان اين است : فإذا لقيتموهم فاصدقوا واصبروا ، إنّ اللَّه مع الصابرين ، ولا يولينّهم امرء دبره إلّامتحرِّفاً لقتالٍ أو متحيِّزاً إلى فئة ، إلخ . در اين صورت ترجمهء صحيح اين است : جز آن كس كه بخواهد از قتال كسى به قتال ديگرى روى بر تابد ، يا با جمعيتى بپيوندد . اين عبارت مضمون آيهء جهاد است ، در سورهء انفال آيهء 16 : « ومَن يُولِّهم يومئذٍ دُبرَهُ إلّامُتحرِّفاً لقتالٍ أو متحيِّزاً إلى فئةٍ فقد باءَ بغضبٍ مِنَ اللَّهِ ومأواهُ جَهنّمَ وبِئْسَ المَصير » . 2 . منايا ( جمع منيه ) : مرگ ، رزايا ( جمع رزية ) : مصيبت . 3 . ميغ : غبارى كه تيره وملاصق زمين باشد ، به معنى ابر هم آمده است . طبرخون : عناب كه رنگ آن سرخ وتيره است . 4 . الهى به سوى تو بازگشتم از گناهان خود ، در حالي كه پير وموهاى سرم سپيد شده است ، خدايا بر كم‌ترين بندهء فرتوت خودت رحمت آور كه در نصرت حسين تقاعد ورزيده وعهد خود را تكذيب كرد ، خدايا گناهان مرا به علاوهء زشتكاريم پرده‌پوشى فرما . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 227 - 232 معلوم باد كه ابن أثير چنان كه بدان أشارت رفت ، خروج سليمان بن صرد را در هلال ربيع الاخر در نخيله نوشته وآغاز جنگ ايشان را با مردم شام در بيست وششم جمادىالاولى مىنويسد ، آن گاه مىگويد : « قتل سليمان وياران أو در شهر ربيع الاخر روى داد . » ونيز مىگويد : پاره‌اى گفته‌اند : « قتل سليمان ويارانش در ربيع‌الاخر بوده است . » واين هر سه با هم موافق نيست ، چه اگر بدايت جنگ ايشان در نهايت ماه جمادىالاولى بوده است ، چگونه انجام كار ايشان در ربيع‌الاخر بوده ، مگر اينكه كاتب را سهوى رفته وبه جاى هلال ربيع‌الاول ،