مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
605
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> حصين با چهار هزار دلير خونخوار است وجمهور سپاه وعمدهء لشگر با عبيداللَّه بن زياد به پشتيبانى اين سردارها رهسپار هستند . اينك ابن زياد با لشگر خويش در رقّه منزل دارند . » مسيب با اعرابى گفت : « تو به سلامت وعافيت ، به مقصد خويش روى گذار . » معلوم باد كه علّامه مجلسي ( أعلى اللَّه مقامه ) مىفرمايد : « مقدار هر ميلى چهار هزار ذراع وسه ميل كه دوازده هزار ذراع است ، يك فرسنگ باشد . » بندهء نگارنده گويد : « در مقدار فرسنگ هر طبقه ، بر عقيدتي هستند ، اما به هر اندازه بدانند ، يك فرسخ را بر سه ميل تقسيم كنند . مقدار يك فرسنگ را دوازده هزار ذراع تا هيجده هزار دانند ونيز غالب اين است كه مقدار ميل را به اندازهء يك مدّ بصر شمارند . » بالجملة بهروايت ابناثير ، در ميان حصينبننمير وشرحبيل اختلاف افتاد وهر يك همىخواست رياست وامارت لشگر با أو باشد . به انتظار حكم ابن زياد بنشستند ، از آن طرف مسيب بن نجبه مردم خود را بر چهار بخش كرد ودر دل شب راه برگرفت . چون با دوزنده وبرق جهنده بشتافتند ، سحرگاهان از چهار سوى لشگر شام درآمدند وشمشير در آن جماعت نهادند . آن لشگر بىخبر درهم ريختند ، بعضي از حسام خونآشام شربت مرگ نوشيدند وبعضي تيرگى شب را مايهء آسودگى از تعب شمرده وروى به فرار نهادند ، آنچه داشتند ، بگذاشتند وجانب فرار برداشتند . مردم مسيب به جاى ايشان درآمده ، هرچه لازم دانستند ، به غارت برگرفته واسبهاى ايشان را سوار شده ومراكب خود را به جنبيت كشيدند . پيش از نمايش خورشيد از آن لشگرگاه بازگرديده ، شامگاهان به لشگرگاه خود باز شدند ، آن أموال بسيار وذخاير كثيره را باز نمودند ، سليمان وياران خرّم وخرسند به سپاس يزدان پرداختند وشكر ايزد پاك را بر خاك سر برنهادند . وچون اين خبر به ابنزياد پيوست ، حصين بن نمير را با دوازده هزار لشگر به دفع سليمان روان ساخت . آنجماعت در نهايت سرعت راه نوشته ودر كنار عين الورده فرود شدند . سليمان بن صرد با لشگر خود كه در اينوقت از سه هزار ويك صد تن افزون نبودند ، ساختهء حرب شدند واز دو سوى صفوف نبرد بياراستند . اين هنگام چهار روز از شهر جمادىالاولى ، به جاى مانده بود . پس حصين بن نمير سپاه خود را بر صف بداشت ، عبداللَّه بن ضحاك بن قيس فهرى وبه روايت ابن أثير ، جبلة بن عبداللَّه را در ميمنهء سپاه ، ربيعة بن مخارق غنوى را در ميسرهء لشگر ، شرحبيل بن ذي الكلاع حميرى را در جناح وحصين بن نمير را در قلب سپاه جاى كرد . از آن طرف مردم عراق رده بر كشيدند ومسيب بن نجبة الفزاري در ميمنهء لشگر ، عبداللَّه بن سعد بن نفيل ازدى در ميسره ، رفاعة بن شدّاد بجلى در جناح وسليمان بن صرد ، در قلب سپاه بايستادند . اين وقت حصين بن نمير در ميان سپاه أسب براند ودر كنارى سليمان را بخواند وگفت : « مروان بدرود جهان گفت ، مردمان از روى طوع ورغبت با پسرش عبد الملك بيعت كردهاند وسلطنت مملكت شام بر وى