مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

586

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> يزيد رااز زيان مخالفان حراست مىكردند وگروهى در انديشهء آن بودند كه به سراى يزيد بتازند ، ياران وفرزندانش را خون بريزند وحريمش را از سيرت بيفكنند . در اين وقت حكومت مصرين يعنى بصره وكوفه با عبيداللَّه بن زياد كه عذابش شديد باد ! مسلّم بود ويزيد وصيّت نهاده بود كه در مدت سال شش ماه در كوفه وشش ماه در بصره أقامت جويد . در آن هنگام كه يزيد به دوزخ رسيد ، عبيداللَّه در بصره روز مىگذرانيد . ودر اين هنگام از جماعت توابين از شيعيان أمير المؤمنين عليه السلام كه در شمار ابطال رجال آن‌حضرت ومجاهدين در ركاب مباركش بودند ، چهار هزار وپانصد نفر از زمان معاوية تا آن وقت ، در محبس ابن زياد بودند وهمه در غل وزنجير مقيد ودر كمال سختى بودند ، چنان كه يك روز به ايشان طعام مىدادند وروز ديگر نمىدادند . از اين روى نيروى نصرت امام حسين عليه السلام براي ايشان نبود . وبه جمله در كوفه به زندان بودند . چون خبر مرگ يزيد در كوفه شياع پذيرفت ، جماعتى از مردم كوفه به سراى ابن زياد بتاختند ، أموال وخيل أو را به غارت‌بردند ، غلامانش را بكشتند ، زندان را بشكستند ، واين چهار هزار وپانصد تن را بيرون آوردند . از جمله محبوسين ؛ سليمان‌بن‌صرد خزاعي ، إبراهيم بن‌مالك اشتر ، ابن‌صفوان ، يحيىبن‌عوف ، صعصعه العبدي ونيز جماعتى از ابطال شجعان بودند ، وچون اين جماعت از زندان بيرون شدند ، خزاين وأموال ابن‌زياد را غارت كردند وسرايش را ويران ساختند . معلوم باد كه در اين خبر أغلب مورخان را عنايت نيست ؛ چه به حبس سليمان وساير رؤسا أشارت نرفته است . اگر اين جماعت از زمان معاوية تا آن زمان در محبس ابن زياد بودند ، چگونه در حضرت امام حسين عليه السلام به عرض عرايض پرداخته به كوفه‌اش دعوت كردند ، ونيز اگر به سبب گرفتارى در زندان ، از نصرت آن حضرت باز ماندند ، آن اظهار توبت وانابت وندامت از چيست ؟ چه خود معذور بوده‌اند . دنبالهء اين‌خبر كه به حكايت ابن جارود وتدبير أو در حفظ ابن زياد مىپيوندد ، معلوم مىشود كه بر ترتيبي نيست كه ساير مورخان أشارت نموده‌اند ؛ چنان كه به خواست خدا در مقام خود مذكور شود . بالجملة خروج سليمان وشيعيان به روايت پاره‌اى از مورخان بر حسب معاهده كه با شيعيان نهاده ، در آغاز محرم الحرام سال شصت وپنجم وبه روايت ابن أثير در هلال ربيع‌الآخر همان سال بود . در اين مدّت اگر مختار ياديگران عجلتى در خروج آوردند ، پذيرفتار نمىشد ونمىخواست قبل از ميعاد وميقاتى كه با شيعيان نهاده است ، خروج نمايد ومانند مسلم بن عقيل كه پيش از تشريف‌فرمايى حسين عليه السلام خروج نمود ، به قتل برسند . چون هنگام مقرر سر رسيد ، به رؤوس أصحاب ووجوه أعوان خويش پيام كرد به خدمت خود دعوت نمود . در شب اوّل ربيع‌الآخر كه براي خروج معاهده نمودند ، سليمان ويارانش از كوفه بيرون شده ودر نخيله كه عباسيه باشد ، براي عرض سپاه فرودآمدند . عبداللَّه بن الأحمر ، قصيده‌اى بس فصيح در تحريض لشگريان بر خروج ، قتال ، مرثيه وندبه بر امام حسين عليه السلام وآنان كه در ركاب مباركش شهادت