مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
552
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> چون آن دو ( أمير ومستوفى ) نزد أو ( سليمان ) رفتند ، عبداللَّه بن يزيد گفت : « مسلمان با مسلمان برادر است ، هرگز به أو خيانت وتزوير نمىكند وشما برادر وهمشهرى ما هستيد . بهترين دوست وبهترين خلق در دوستى وهمولايتى ما هستيد ، ما را به مرگ خود دچار ماتم ومصيبت مكنيد واز عدّهء ما ( با فناى شما ) نكاهيد ( بدون ما مرويد ) ، مدّتى أقامت كنيد تا ما مجهز ومستعد شويم كه اگر دشمن ما را قصد كرد ما وشما متفقاً بروز وجنگ كنيم . » آنگاه خراج محل جوخى را براي مخارج آنها اختصاص دادند ، به شرط اينكه أقامت كنند وبه جنگ شتاب نكنند . أمير اين وعده را داد ومستوفى تأييد نمود . سليمان به آنها گفت : « شما نصيحت كرديد ، رأى خود را در عالم مشورت داديد واز روى مهربانى وخيرخواهى نهايت سعى وكوشش را كرديد ، ولى ما به اميد خدا بر جنگ ولشگر كشى تصميم گرفتهايم واز خداوند هدايت وتأييد را مىخواهيم وشما خواهيد ديد كه ما رهسپار شده ودشمن را قصد نمودهايم . » عبداللَّه ( أمير ) گفت : « پس صبر كنيد كه ما هم با شما لشگرى تجهيز كرده وروانه كنيم ؛ زيرا سپاه دشمن بسيار قوى ، عدّهء آن فزون از عدو خداست وما هم بايد براي مقابل أو سپاه عظيم بفرستيم تا ما وشما در قبال أو نيرومند وپايدار باشيم . » در آنهنگام خبر رسيده بود كه عبيداللَّه بن زياد ، با لشگرهاى شام آنها را قصد كرده است . سليمان نپذيرفت ، نماند وشبانه لشگر كشيد كه در شب جمعه پنجم ماه ربيع الآخر سنهء شصت وپنج ، دار الأهواز را قصد وبدانجا رسيد . جمعى از ياران أو عقب ماندند وبازگشتند . گفت : « من دوست ندارم كه شما هم عقب بمانيد وآنهايى كه از شما عقب مانده وتخلف كردهاند ، اگر ميان شما هم مىبودند ، بر سستى شما مىافزودند . خداوند يارى آنها را نپسنديد ، آنها را سست كرد وشما را به فضل ويارى خود اختصاص داد . » آنها راه خود را گرفتند تا به قبر حسين رسيدند ، چون قبر را ديدند ، يكباره نعره زدند وهمه با يك آهنگ توبه كردند . در آن روز گريستند ومانند گريه وزارى آنروز ديده نشده بود . در آنجا بر أو ( حسين ) درود فرستادند وهمانجا توبه كردند ( كه أو را بىيار وياور گذاشته بودند تا كشته شد . ) كه چرا أو را تنها گذاشته ودر صف أو جنگ نكردند . يك روز ويك شب بر سر قبر أو أقامت كردند ، گريه وزارى وتضرع بسيار نمودند وبر أو وبر ياران أو ( شهدا ) درود فرستادند . يكى از گفتههاى آنها بر سر قبر أو اين بود : « اللَّهمّ ارحم حسيناً الشهيد ابن الشهيد المهدي ابن المهدي الصِّدِّيق ابن الصِّدِّيق . اللَّهمّ إنّنا نشهد أنّا على دينهم وسبيلهم وأعداء قاتليهم وأولياء محبِّيهم . اللَّهمّ إنّا خذلنا ابن بنت نبيّك ، فاغفر لنا ما مضى وتُب علينا وارحم حسيناً وأصحابه الشّهداء الصِّدِّيقين وإنّا نشهد أنّا على دينهم وعلى ما قتلوا عليه ، وإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكوننّ من الخاسرين . « يعنى : خداوندا ! رحمت تو بر حسين شهيد وفرزند شهيد ، مهدي بن مهدى ( هدايت شده ) صديق بن صديق ( تصديق كننده ومؤمن به دين پيغمبر ) باد . خداوندا ! ما شهادت مىدهيم ( اعتراف مىكنيم ) كه بر دين آنها وسالك طريق آنان مىباشيم ، ما دشمن كشندگان آنها ودوستدار ياران آنها