مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
551
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> حاضر شدهاند . تو منتظر كسى مباش وبر كارزار تصميم بگير . گفت : « رأى وعقيدهء تو نيك است . » آنگاه سليمان ميان ياران خود برخاست وگفت : « ايّها الناس ! هر كه براي رضاى خدا ونيل پاداش روز جزا آمده ، ما با أو وأو با ما خواهد بود ورحمت خداوند شامل حال أو خواهد شد ، خواه زنده بماند وخواه كشته شود ، هر كه دنياپرست باشد ، به خدا قسم ما غنيمت وبهرهاى در اين راه نخواهيم يافت ، ما جز رضاى خدا چيزى نمىخواهيم وبا خود سيم وزر نداريم ، حتى توشه هم نداريم وجز شمشيرهاى خود بر دوش خود بارى نداريم . قوت وتوشه ما فقط براي ضرورت است آنهم با نهايت قناعت . هر كه غنيمت را بخواهد ، با ما همراهى وهماهنگى نكند كه ما براي دنيا قيام نكردهايم . ما توبه كرده وبه خونخواهى فرزند دختر پيغمبرمان قيام كردهايم . چون سليمان خواست رهسپار شود ، عبداللَّه بن سعد بن نفيل به أو گفت : « من يك عقيدة دارم ، اگر صواب وسودمند باشد كه خداوند ما را رستگار خواهد كرد واگر خطا باشد كه آن عقيدة ورأى شخص من است . ما براي انتقام وخونخواهى حسين قيام كردهايم وحال اينكه كشندگان أو همه در كوفه هستند كه عمر بن سعد ورؤساى قبايل از آنها مىباشند . ما كجا خواهيم رفت وانتقام را پشت خود بگذاريم . » تمام اتباع أو گفتند : « رأى صواب همين است وبس . » سليمان گفت : « من اين عقيدة را نمىپسندم . كسى كه براي قتل أو ( حسين ) لشكر كشيد ، عدّه تجهيز كرد وفرستاد ، وگفت : « به أو أمان نمىدهم ، مگر اين كه تسليم شود . » ديگرى بوده كه حكم خود را دربارهء ( حسين ) اجرا كرد ، اكنون براي جنگ آن فاسق برويم كه أو عبيداللَّه بن زياد است . هان ! به اميد ويارى خداوند برويم چنانچه خداوند شما را غالب وپيروز كند ، بعد از آن به مردم شهر خود ( قاتلين حسين ) خواهيد پرداخت ، آنگاه با سلامت به كشندگان حسين خواهيد رسيد وخواهيد ديد هر كه در قتل أو شركت كرده ، دچار انتقام خواهد شد . اگر هم به شهادت رسيديد وكشته شديد كه شما با دشمنان دين وآنهايى كه حرام را روا داشتهاند ، جنگ وستيز نمودهايد وخداوند پاداش نكوكاران را خواهد داد . من دوست ندارم كه نيروى شما ، در غير دشمنان دين وروا دارندگان ناروا صرف شود . اگر شما در شهر خود به انتقام از كشندگان حسين مبادرت كنيد ، بىشك هر يك از دشمنان به خويشان وياران شما حمله كرده ، انتقام قوم خود را خواهند كشيد وخونها ريخته خواهد شد كه پدر وبرادر يا خويش قاتل منتقم را خواهند كشت . اكنون استخاره كنيد وبرويد . » عبداللَّه بن يزيد ( أمير ) وإبراهيم بن محمد بن طلحه ( مستوفى ) ، هر دو بر لشگر كشى فرزند صرد ( سليمان ) آگاه شده ، به اتفاق أعيان واشراف كوفه نزد آنها رفتند . ميان آنها كسى نبود كه در قتل حسين شركت كرده باشد ؛ زيرا از أو ( سليمان بن صرد ) بيمناك بودند . عمر بن سعد هم در آن ايّام ( از ترس مرگ ) در كاخ امارت زيست مىكرد ؛ زيرا از آنها ( شيعيان ) ترسيده بود .