مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
412
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
داهنَ عبداللَّه بن يزيد أهلَ الكوفة ، واللَّه لأكتبنّ بذلك إلى عبداللَّه بن الزّبير ، فأتى شَبَث ابن رِبعيّ التّميميّ ، عبداللَّه بن يزيد ، فأخبرهُ بذلك ، فركب به وبيزيد بن الحارث بن رُوَيم حتّى دخل على إبراهيم بن محمّد بن طلحة ، فحلفَ له باللَّه ما أردت بالقول الّذي سمعتَ إلّاالعافية وصلاحَ ذات البين ، إنّما أتاني يزيد بن الحارث بكذا وكذا ، فرأيتُ أن أقوم فيهم بما سمعتَ إرادةَ ألّا تختلف الكلمة ، ولا تتفرّق الألفة ، وألّا يقع بأس هؤلاء القوم بينهم . فعَذَرهُ وقَبِلَ منه . قال : ثمّ إنّ أصحاب سليمان بن صُرَد خرجوا ينشرون السِّلاح ظاهرين ، ويتجهّزون يجاهرون بجهازهم وما يُصلِحهم . « 1 » الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 560 - 563
--> ( 1 ) - گويد : چون شش ماه از هلاكت يزيد گذشت ، به روز جمعه نيمهء ماه رمضان ، مختار بن أبي عبيده به كوفه آمد . گويد : عبداللَّه بن يزيد انصارى خطمى از جانب ابن زبير به امارت كوفه آمد كه عهدهدار جنگ ومرز بود . إبراهيم بن محمد بن طلحه نيز از جانب ابن زبير با وى آمده بود كه أمير خراج كوفه بود وعبداللَّه بن يزيد به روز جمعه هشت روز مانده از ماه رمضان سال شصت وچهارم به كوفه رسيد . گويد : مختار هشت روز پيش از عبداللَّه بن يزيد وإبراهيم بن محمد به كوفه رسيد ووقتي وارد كوفه شد كه سران وأعيان كوفه به دور سليمان بن صرد فرآهم آمده بودند ومختار را با وى برابر نمىكردند . چون كسان را به خويشتن مىخواند واز خونخواهى حسين سخن مىكرد ، شيعيان بدو مىگفتند : « اينك سليمان ابن صرد ؛ پير شيعه است كه مطيع وى شدهاند وبر أو فرآهم آمدهاند . » اما مختار به شيعيان مىگفت : « من از پيش مهدى ، محمد بن حنفيه ، پسر على آمدهام كه معتمد وامين وبرگزيده ووزير اويم . » به خدا چندان به شيعيان پرداخت كه گروهى از آنها بدو متمايل شدند كه حرمتش مىكردند ، سخنش را مىپذيرفتند ومنتظر كأرش بودند ، اما بيشتر شيعيان با سليمان بن صرد بودند وسليمان براي مختار ناراحت كنندهترين خلق خداى بود . مختار به ياران خويش مىگفت : « مىدانيد ، اين - يعنى سليمان بن صرد - چه مىخواهد ؟ فقط مىخواهد قيام كند ، خودش را به كشتن دهد وشما را نيز به كشتن دهد كه از كار جنگ بصيرت واطلاع ندارد . » گويد : يزيد بن حارث شيبانى ، پيش عبداللَّه بن يزيد انصارى رفت وگفت : « مردم مىگويند كه شيعيان با ابن صرد بر ضد تو قيام مىكنند وجمعى از آنها نيز با مختارند كه شمارشان از جمع ديگر كمتر است . چنانكه كسان مىگويند : مختار نمىخواهد قيام كند تا ببيند سرانجام كار سليمان بن صرد چه مىشود كه كار وى آماده است وهمين روزها قيام مىكند . اگر خواهى نگهبانان ، جنگاوران وسرانقوم را فرآهم آرى وسوى آنها روى ما نيز با تو بياييم ، وقتي به منزل وى تاختى ، وى را پيش خوانى اگر آمد أو را بس واگر با