مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
401
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> هرچه مالك هستم - سواي اين اسلحه كه با أو با دشمن خود قتال مىكنم - صدقه بر مسلمانان است تا به دستيارى ومددكارى آن با فاسقان قتال دهند . » آنگاه أبو المعتمر بن حبش بن ربيعه الكناني نيز بر اين سمت تكلّم نمود . پس سليمان گفت : « اين رأى ورويّت وراه وطريقت از بهر شما كافى است ، هر كس در انديشهء آن است كه به اين نهج سلوك كند ومسلمانان را در اين جهاد به مال وخواسته وآنچه در استطاعت اوست مدد نمايد نزد عبداللَّه بن وال تيمي فرآهم نمايد تا چون آنچه دربايست ماست وشما ادا خواهيد نمود نزد أو جمع شده با آنانكه مسكين وپريشانحال هستند ونيروى تهيّه خروج ندارند باز رسانيم وايشان را تجهيز كنيم . » آنگاه سليمان بن صرد نامهاى به سعد بن حذيفة اليمان بنوشت وأو را بر آنچه عزيمت نهاده بودند آگاهى داد وأو را وآن شيعيان را كه در مداين با وى متفق بودند به مساعدت خود بخواند وبه دستيارى عبداللَّه بن مالك الطائي بدو ارسال نمود ، چون آن جماعت از مضمون نامه مطّلع شدند أجابت كردند وگفتند : « ما نيز چنانيم كه ايشان هستند . » ودر جواب نوشتند كه ما براي مساعدت تو وجنبش به سوى تو آمادهايم . ونيز سليمان مكتوبى به مثنّى بن مخرمة العبدي كه در بصره جاى داشت برنگاشت وأو را نيز به مساعدت خويش بخواست وأو در جواب نوشت : « اما بعد ، مكتوب تو را خواندم وبر برادران ديني تو قرائت نمودم همگان اين رأى ورويّت تو را محمود شمردند وبه أجابت مقرون داشتند ، ما نيز در آنوقت كه معيّن كردى با ساز وبرگ خويش حاضر خدمت وناظر فرمانيم . » ودر پايان مكتوب اين شعر را مرقوم داشت : « تبصّر كأنِّي قد أتيتك معلماً * ألا أبلِغ الهادي أجشّ هذيم طويلُ القرا نهد أحقّ مقلّص * ملاح على فاسِ اللِّجان أروم لكلِّ فتىً لا يملأُ الرّوع قلبه * محشّ لنارِ الحربِ غير سؤوم أخو ثقةٍ ينوي الإله بسعيه * ضروبٍ بنصلِ السّيف غير أثيم » مجلسي عليه الرّحمه وابناثير وطبري وغالب مورّخين نوشتهاند كه ابتداى امر وآغاز جنبش توّابين بعد از قتل حضرت امام حسين عليه السلام در سال شصت ويكم هجرى بود ، وايشان همچنان در پنهان در تهيه آلات حرب ودعوت مردمان به طلب خون حسين صلوات اللَّه عليه مشغول بودند ودستهدسته وجوقهجوقه ايشان را أجابت همىكردند وبر اين حال اشتغال همىداشتند تا در سال شصت وچهار يزيد به دوزخ واصل گرديد . به روايت مجلسي از روز قتل آنحضرت تا روز هلاك اين نكوهيده خصلت سه سال ودو ماه وچهار روز بود . ودر آن أوقات امارت عراق از جانب يزيد با عبيداللَّه بن زياد عليهم اللّعنه بود واز جانب ابن زياد عمرو بن حريث مخزومى در كوفه حكومت مىراند وعبداللَّه بن زبير قبل از آنكه يزيد به دوزخ شود مردمان را به خونخواهى حسين عليه السلام دعوت همىكرد ، لكن بعد از مرگ آن ملعون كه أو را قوت وقدرتى پديد آمد از آن دعوت بازگشت ويكباره كسان را به خلافت خويش دعوت نمود .