مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
400
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> نيز جز اين نمىديدم ، هماكنون اينكار بهپاىگذاريد وساز حرب را آماده شويد . » اينوقت سليمان لب به سخن برگشود وخداى را ستايش گذاشت وگفت : « همانا من از آن بيمناكم كه ما در اين روزگار نابهنجار در افتاديم وبا اين أيام نكوهيده فرجام وزندگى ناخجسته انجام دچار شديم كه زندگانيش ناخوش وبليّتش بزرگ وجورش با بزرگان دين شامل گرديد ، به خير وعافيت مقرون نشويم چه ما گردنها بركشيديم واهلبيت پيغمبر خود را به شهر وديار خويش طلبيديم وبه نصرت ويارى نويد داديم وهمى خواستار شديم كه به جانب ما رهسپار شوند ، چون مسؤول ما را مقبول داشتند وبه نزد ما آمدند همه اظهار عجز وبىچارگى كرديم وبه تجاهل وتسامح پرداختيم ، چندان نگران ومتربص بنشستيم تا فرزند پيغمبر ما وسلاله وچكيده وگوشت تن وخون أو را در ميان ما بكشتند وهرچه فرياد برآوردند وعدل ونصفت طلبيدند هيچكس يارى وهمراهى نكرد ، وجماعت فسّاق حجاز آن بدن مبارك وأجساد شريفه را آماج سهام ونيزهء خونآشام ساختند واز جادهء نصفت واقتصاد بيرون تاختند ، واز طريقت نفاق وشقاق دربيامدند وبه جور واعتساف وظلم وعناد بر وى تاختند وأو را وذريّهء أو را شهيد ساختند . همانا در اينزمان نابهنجار دچار شديد واينكار نابرخوردار را مرتكب آمديد وخشم وسخط پروردگار را بر خود خريدار گشتيد ، اكنون بايد از زن وفرزند ومال وپيوند سخن نسازيد ، مگر اين كه خداى را از خود خشنود گردانيد ، سوگند با خداى گمان نمىبرم كه ايزد منّان از شما خشنود گردد جز اينكه در تلافى اينگناه بزرگ خون خويشتن را از كف بگذارانيد واز مرگ بيمناك نباشيد ، چه هر گز هيچكس از مرگ بيمنگرفت مگر اينكه ذليل گشت ، شما نيز مانند مردم بنىاسرائيل شويد كه از آن پس كه دين سامرى گرفتند وبه پرستش گوساله پرداختند وحضرت موسى عليه السلام از طور بيامد ايشان را به كشتن ايشان بخواند چنانكه خداى فرمايد : « إذ قالَ لهُم نبيّهُم إنّكُم ظلمتُم أنفُسكُم باتِّخاذكُم العِجْل فتوبوا إلى بارئِكُم فاقتِلوا أنفسكُم » . » گاهىكه حضرت موسى با مردم بنىاسرائيل از روى خشم وغضب فرمود : « همانا بر نفوس خويش ستم كرديد كه گوسالهء سامرى را به پرستش بر گرفتيد هماكنون از اينگناه به پروردگار خويش بازگشت كنيد وخويشتن را بكشيد . » بني إسرائيل در كمال ندامت أطاعت كردند وبه زانو درآمدند وگردن بكشيدند وجمعى به قتل رسيدند ، چه دانستند كه اينگناه بزرگ را جز قتل ، كفّارهاى نيست ، وجز قبول اينكار از عذاب پروردگار آسوده نمىشوند . اكنون باز گوييد حال شما چگونه خواهد بود گاهى كه شما را نيز بخوانند به آنچه بنىاسرائيل را بخواندند ، شمشيرها تيز كنيد وسنانها به دستگيريد وبراي محاربت ومقاتلت اعداى دين وقتلهء فرزند سيدالوصيين وذريّهء طاهرين از مرد ومال وأهل وعيال وخيل ورجال وسهام ونصال آن چند كه در حيّز استطاعت ونيروى بضاعت داريد دريغ نكنيد تا در وقت حاجت به كار بنديد . » چون سخنان سليمان به پايان رسيد ، خالد بن سعيد بن نفيل آغاز سخن كرد ، وگفت : « اى مردم همانا سوگند به خداوند ، اگر بدانم كه اگر خويشتن را بكشم مرا از گزند گناه من نجات مىرسد وپروردگار من از من خشنود مىشود البتة خويشتن را مىكشم وجملهء حاضرات را گواه مىگيرم كه امروز در روى زمين به