مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
328
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
بني زياد قالوا : إن قاتلتهم فظهروا عليكَ لم يُبقوا منّا أحداً ، وإن تركتهم يغيب الرّجل منّا عند أخواله وأصهاره ، فرفقتُ بهم . وكنتُ أقول : ليتني أخرجتُ أهل السّجن ، فضربتُ أعناقهم ، وأمّا إذا فاتت هاتان ، فليتني أقدِم الشّام ولم يبرموا أمراً . قال : فقدمَ الشّام ، ولم يُبرموا أمراً ، فكان معه صبيان ، وقيل : بل قدم وقد أبرموا ، فنقضَ عليهم ما أبرموا . « 1 » ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 323 - 324
--> ( 1 ) - چون يزيد هلاك شد ، خبر مرگ أو را حمران غلام عبيداللَّه بن زياد براي مولاي خود رسانيد . آن غلام در زمان معاوية بن أبي سفيان رسول وپيك خاص عبيداللَّه نزد معاوية وبعد يزيد بود . به أو در خفا خبر داد ( كه كسى نداند ) ونيز اختلاف اهلشام را هم به أو خبر داد . عبيداللَّه دستور داد كه عموم مردم براي نماز حاضر شوند ، آنگاه بر منبر فراز شد وخبر مرگ يزيد را داد وبه أو ناسزا گفت وانتقاد كرد . أحنف گفت : « يزيد در گردن ما بيعت داشت . در مثل چنين آمده غفلت واشتباه را بگذاريد وبگذريد . » عبيداللَّه ( كه آن اعتراض را شنيد ) دشنام را كوتاه كرد وگفت : « اى اهلبصره ! ما سوى شما مهاجرت كردهايم وخانه وزادگاه من هم ميان شماست . هنگامى كه من كار شما را در دست گرفتم ، عدهء جنگجويان شما در دفتر وديوان فقط هفتاد هزار بود ، اكنون صد هزار مىباشيد . ديوان شما فقط نام نود هزار مرد را احصا كرده بود واكنون صد وچهل هزار حصائيه آن مىباشد ، من براي تمام شما كسى نگذاشتم كه از أو بيمناك شويد يا مزاحم شما باشد ، وهر كه از أو ترس داشتيد امروز در زندان شماست . بدانيد كه يزيد وفات يافت ؛ مردم در شام هم دچار اختلاف شدهاند ، شما امروز فزونتر از همه مردم ( عده جنگجويان ) وتواناتر هستيد . ثروت شما بيشتر وبلاد شما فراختر وملك شما آبادتر است . شما خود براي خود مردى را انتخاب كنيد ( أمير ) كه از أو خشنود باشيد ومن نيز يكى از شما خواهم بود كه راضى به رضاى شما مىباشم . اگر اهلشام بر انتخاب كسى اتفاق كردند وشما از أو راضى باشيد ، شما هم مانند ساير مسلمين شريك آنها خواهيد بود ، واگر أو را نپسنديد ، خود كسى را اختيار كنيد كه در خور احتياج شما باشد ، زيرا شما به هيچ يك از مردم شهرستانها نيازمند نيستيد ، ومردم از شما بىنياز نخواهند بود . » خطبا وسخنگويان قوم برخاستند وگفتند : « ما سخن تو را شنيديم وپسنديديم ، هيچ كس از تو بهتر وتواناتر بر اين كار نخواهد بود . دست بده تا با تو بيعت كنيم . » أو از بيعت آنها خوددارى كرد وآنها با أو بيعت كردند ورفتند ، ولى هنگام رفتن ، همه دستهاى بيعت كرده را بر ديوارها كشيدند ( بيعت أو را باطل كردند ) وگفتند : « فرزند مرجانه گمان مىبرد كه ما مطيع وفرمانبردار أو هستيم واز اجتماع مسلمين بركنار مىباشيم . » خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 272 - 273 چون مسعود بر منبر صعود نمود ، به ابن زياد خبر دادند وأو را براي تجديد امارت دعوت كردند . أو هم آماده شد [ تا ] به كاخ حكومت برود . هنوز نجنبيده ، دوباره خبر رسيد كه مسعود را كشتند . ابن زياد ناگزير