مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

5

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ينازعك هذا الأمر . وقد كان يُبايع النّاس سرّاً ، ويُظْهِر أنّه عائذ بالبيت ، فقال لهم : لا تعجلوا - وعَمرو بن سعيد بن العاص يومئذٍ عامل مكّة ، وقد كان أشدّ شيء عليه وعلى أصحابه ، وكان مع شدّته عليهم يداري ويرفق - . « 1 » الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 474 - 475 قيل : وفي هذه السّنة [ سنة 61 ] ، عزل يزيد عمرو بن سعيد عن المدينة وولّاها الوليد ابن عتبة بن أبي سفيان ، وكان سبب ذلك أنّ عبداللَّه بن الزّبير أظهرَ الخلاف على يزيد وبويع بمكّة بعد قتل الحسين ، فإنّه لمّا بلغه قتل الحسين ، قام في النّاس فعظّم قتله ، وعابَ أهل الكوفة خاصّة وأهل العراق عامّة ، فقال بعد حمد اللَّه والصّلاة على رسول اللَّه ( ص ) :

--> ( 1 ) - چنان كه عبد الملك بن نوفل گويد ، اين بود كه وقتي حسين عليه السلام كشته شد ، ابن زبير با مردم مكة سخن كرد ، كشته شدن وى را مهم شمرد ، عيب مردم كوفه گفت ومردم عراق را ملامت كرد . از پس حمد وثناى خدا وصلوات محمد گفت : « مردم عراق خيانتگران بدكاره‌اند ، به جز اندكى . ومردم كوفه بدترين مردم عراقند . آن‌ها حسين را دعوت كردند كه ياريش كنند ووى را به خلافت بردارند وچون پيش آن‌ها رفت ، بر أو تاختند وگفتند : يا تسليم شو كه تو را به مسالمت پيش پسر زياد بن سميه فرستيم كه حكم خويش را در بارهء تو روان كند ، يا جنگ را آماده شو . » وى مىدانست كه أو ويارانش اندكند . خداى عزّ وجلّ كسى را از غيب مطلع نكرده كه كشته خواهد شد ، ولى أو مرگ شرافتمندانه را بر زندگى با ذلت برگزيد . خدا حسين را رحمت وقاتل حسين را زبون كند . به دينم قسم ، اين مخالفت ونافرمانى حسين عبرتي است كه كس به آن‌ها تكيه نكند ، اما آنچه مقرر است ، مىشود وچون خدا كارى را بخواهد ، جلوگيرى از آن نتوان كرد . پس از حسين چگونه مىتوان به اين قوم اطمينان كرد ، گفتارشان را راست پنداشت وپيمانشان را پذيرفت ! ؟ نه ، شايستهء اين كار نيستند . به خدا ، حسين كه كشته شد ، كسى بود كه شب ، نماز بسيار مىكرد وروز ، بسيار روزه مىداشت وبيش از اين قوم ، شايستهء ظفر ، ديندار وفضيلت پيشه بود . به خدا ، به جاى قرآن به غنا نمىپرداخت وبه عوض گريستن از ترس خداى ، آواز نمىخواند . به جاى روزه‌دارى ، حرام خوارى نمىكرد وبه جاى مجلس ذكر خداى ، به دنبال شكار نمىتاخت ( اين سخن اشاره به يزيد بود ) وبه زودى سرگشتگىاى خواهند ديد . گويند : ياران وى برآشفتند وگفتند : « اى مرد ! بيعت خويش را آشكار كن كه از پس در گذشت حسين ، كسى نمانده كه با تو در اين كار منازعه كند . » گويد : وچنان بود كه ابن زبير نهاني با كسان بيعت مىكرد وچنين مىنمود كه پناهندهء خانه است . گويد : ابن زبير با آن‌ها گفت : « شتاب مياريد . » در آن هنگام عمرو بن سعيد بن عاص عامل مكة بود وبا ابن زبير وياران وى سخت مىگرفت ، وبا وجود سختى مدارا نيز مىكرد . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3091 - 3092 .