مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

138

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> عرض كردند : « در چه جاى ؟ » فرمود : « در فلان موضع ، مختار ايشان را مىكشد وزود است كه هر دو سر را در آورند . » چون آن روز فرا رسيد وآن حضرت از نماز خود فراغت يافت وخواست براي تناول طعام بنشيند ، آن دو سر منحوس را در حضور مسعودش بياوردند ، چون بديد ، به شكر خداى مجيد سر به سجده نهاد وفرمود : « سپاس خداوندى را كه مرا نكشت تا به من باز نمود . » پس شروع بخوردن ودر آن سرها نگريدن گرفت وچون وقتي كه مقرر بود حلوا درآورند بازرسيد ، به سبب اشتغال خدام به آن دو سر وخبر ، آن حلوا را نياوردند . ندماى آن حضرت عرض كردند : از چه روى امروز به ترتيب حلوا نپرداختند . علي بن الحسين عليهما السلام فرمود : « هيچ حلوايى شيرين‌تر از اين نيست كه ما را به اين دو سر نظر است . » آن‌گاه به قول أمير المؤمنين عليه السلام أعادت گرفت : « وما للكافرينَ والفاسقينَ عندَ اللَّه أعظم وأوفى » . راقم حروف گويد : « حجاج بن يوسف در سال هفتاد وپنجم به ولايت عراق نامبردار شد . در اين وقت نزديك نه سال از شهادت مختار بر گذشته بود ونيز اين خبر چند سال پيش از قتل مختار است ودر آن وقت معلوم نيست كه حجاج عامل مكاني وحكمران شهري بوده باشد . تواند بود كه نسبت اين مطالب به عاملي ديگر وحاكمى ديگر بوده است كه معاصر آن كلمات واخبار مختار بوده است ونقلهء حديث شريف ، راويان ونويسندگان را سهو يا نسياني يا خطا يا تصحيفى روى داده باشد ، واللَّه تعالى اعلم . » وديگر در « بحار الأنوار » از كتاب « كافى » از عبداللَّه بن سليمان 3 مأثور است كه با وى فرمود : « ما زالَ سِرُّنا مكتُوماً حتّى صارَ في يَدَي وَلَدِ كَيْسانَ ، فَتَحدّثوا به في الطّريقِ وقُرى السّواد » . « يعنى سرّ ما همه وقت پوشيده است تا گاهى كه به دو دست پسران كيسان درآيد . اين وقت سرّ ما در كوچه ، كوى وقراى سواد كوفه مكشوف دارند وبه آن حديث برانند . » واز اين پيش مسطور گرديد كه كيسان لقب مختار است وكيسانيه بدو منسوب . چنان كه فيروزآبادى وجوهري نيز در « قاموس » و « صحاح اللّغة » أشارت كرده‌اند . امّا صاحب « مجمع البحرين » مىگويد : « بعضي از مردم عرب كيسان را به معنى غدر مىدانند وشايد مراد از اين حديث نيز به اين معنى باشد « اى أهل كيسان ؛ يعنى أهل الغدر » . 1 . سيّاف : شمشيردار ، شمشير زن ودر اين جا مراد جلّاد دژخيم است . 2 . در اين خبر كه أصل آن كتاب « تفسير محمد بن أبي القاسم مفسر استرآبادي » است ، غرايب زيادى مشهود است وجريان واقعه به داستان‌سرايى شبيه‌تر است . بلكه اصولًا با تاريخ صحيح وقطعي منافاة دارد ، چنان‌كه مؤلف گرامى در آخر خبر متذكر خواهد شد . 3 . بلكه عبداللَّه بن سليمان از امام صادق عليه السلام حديث مىكند وضمناً ترجمهء حديث صحيح انجام نگرفته وترجمه اين است : حضرت صادق فرمود : سرّ ما اهل‌بيت همواره مكتوم بود تا اين كه به دست فرزندان كيسان افتاد وآن را در سر كوچه‌ها ودهات عراق بر ملا كردند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 160 - 167 از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه فرمود : « اگر مختار أهل مشرق ومغرب را به سبب خون جدّ