مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

139

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ثمّ اعلم إنّ مقتضى خبر الأصبغ المتقدِّم هو كون وجه تسميته بكيسان ، هو قول أمير المؤمنين عليه السلام له : « يا كيِّس يا كيِّس » ، ويأتي أنّه سُمِّي كيسان باعتبار كون كيسان مولى أمير المؤمنين عليه السلام صاحب شرطه . وأمّا الأخبار الواردة في ذمِّه ، فمنها ما مرّ في ترجمة عمرو بن حريث من رواية العلل النّاطقة بأنّ المختار قال لعمِّه : تعالَ نأخذ الحسن

--> بزرگوارم كشته بود ، اسراف نكرده بود . » سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 395 ونيز صاحب مجالس‌المؤمنين گويد : « مختار در مدت شش سال تمام در كوفه وبصره تا حد رى وخراسان ونهاوند وحدود أصفهان وحدود آذربايجان امارت كرد وخطبه وسكه به نام أو بود وشحنكان ونواب أو در بلاد اسلام تمكن داشتند تا آخر الامر در محاربهء مصعب بن زبير به درجهء شهادت رسيد . » لكن ساير مورخين در اين خبر وتعيين مدت با وى موافقت ندارند واگر از ابتداى دعوت أو نيز به حساب آوريم امرى مخفى بوده است ونمىتواند بود كه شش سال به استقلال امارت رانده باشد ، چه تا يزيد پليد زنده بود مختار وأمثال أو را نيروى مقابلت ومخاصمت أو نبود وبعد از مرگ يزيد كه آغاز خروج وظهور داعيان وخروج كنندگان بود تا سال شصت وهفتم كه مختار شهيد شد شش سال مدت نتواند بود چنان‌چه در طي اين كتاب وشرح مجارى أيام ووقايع وسوانح أعوام مشروحاً ومبوباً ومصرحاً مسطور ومعلوم گرديد وبر ناظران ومطالعه كنندگان جاى ترديد نخواهد بود . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 4 / 109 مسعودى در مروج الذهب مسطور نموده است كه مختار در زمان خروج ، نامه اى به حضرت علي بن الحسين عليهما السلام كرد كه با آن حضرت به خلافت بيعت نمايد ، اينكه وى آن حضرت را امام مىداند ، دعوت آن حضرت را آشكار نمايد ونيز مالي فراوان به آستان مباركش روان داشت . امام زين العابدين عليه السلام نه اين كردار از وى پذيرفتار گشت ، نه آن مال را قبول فرمود ، نه نامه‌اش را پاسخ نوشت ودر مسجد پيغمبر صلى الله عليه وآله در حضور جماعت به سبّ مختار سخن فرمود واز كذب وفجور أو مذاكره نمود ، وباز نمود كه مختار همى خواهد ميل به آل ابىطالب را دست‌آويز ساخته ، به اين وسيله خود را در قلوب مردمان جاى دهد وقلوب را به خويشتن مايل گرداند . چون مختار از حضرت علي بن الحسين مأيوس گرديد ، مكتوبى به همين منوال به محمد بن حنفيه كرد . علي بن الحسين عليهما السلام به محمد أشارت فرمود كه مختار را در اين مسائل به هيچ‌وجه پاسخ نياورد ، چه انديشه ومقصود مختار در اين كردار اين است كه به سبب ايشان مالك ازمّهء قلوب مردمان شود ، وبه اين سبب واظهار محبّت كردن به ايشان در قلوب مردمان جاى كند ، لكن باطن أو مخالف ظاهر است ودر اين اظهار ميلى كه به ايشان مىنمايد وداستان از تولاى ايشان وتبرّى از اعداى ايشان مىكند ، از روى راستى نباشد ، بلكه وى از دشمنان ايشان است ، وبر محمد واجب است كه دروغ أو را وامر أو را شهرت بدهد ، چنان كه خود آن حضرت كردار وگفتار أو را در مسجد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله باز نمود . سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 5 / 77 - 78