مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
129
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> گفت : « منم حكم پسر مختار . » حضرت أو را طلبيد وأو را بسيار نزديك خود نشاند . پس آن مرد گفت : « مردم در باب پدر من گفتوگو بسيار مىكنند ، من مىخواهم كه از تو بشنوم وهرچه بفرمايى در حقّ أو اعتقاد كنم . » آن جناب فرمود : « مردم چه مىگويند ؟ » گفت : « مىگويند كه دروغگو بود وهرچه بفرمايى من در حقّ أو اعتقاد خواهم كرد . » حضرت فرمود : « سبحان اللَّه ، به خدا سوگند كه پدرم مرا خبر داد كه مهر مادر من از زرى داده شد كه مختار فرستاده بود ، أو خانههاى خراب شدهء ما را بنا كرد ، قاتلان ما را كشت وخونهاى ما را طلب كرد . پس خدا رحمت كند أو را ! به خدا سوگند كه خبر داد مرا پدرم كه در خدمت فاطمه دختر أمير المؤمنين بودم كه مىگفت : خدا رحمت كند پدر تو را كه هيچ حقّى از حقوق ما را نزد احدى نگذاشت ، مگر آن كه خونهاى ما را طلب كرد وكشندگان ما را كشت . » ايضاً از عمر بن علي بن الحسين روايت كرده است كه اوّل ، مختار براي پدرم بيست هزار درهم فرستاد . پدرم قبول كرد وخانهء عقيل بن ابىطالب وخانههاى ديگر از بنىهاشم را كه بنىاميّه خراب كرده بودند ، پدرم به آن زر ساخت . چون مختار آن مذهب باطل را اختيار كرد ، بعد از آن چهل هزار دينار براي پدرم فرستاد . پدرم از أو قبول نكرد ورد كرد . ايضاً به سند معتبر از امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده است كه مختار نامهاى به خدمت حضرت امام زينالعابدين عليه السلام نوشت وبا هديهاى چند از عراق به خدمت آنجناب فرستاد . چون رسولان أو به در خانهء أو رسيدند ، رخصت طلبيدند كه داخل شوند . حضرت فرستاد كه : « دور شويد كه من هديهء دروغگويان را قبول نمىكنم ونامهء ايشان را نمىخوانم . » پس ، آن رسولان عنوان نامه را محو كردند وبه جاى أو نوشتند كه : « اين نامهاى است به سوى مهدى محمّد بن علي . » وآن نامه را بردند به سوى محمّد بن حنفيه وأو هديهها را قبول كرد ونامهء أو را جواب نوشت . قطبراوندى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه چون حق تعالى خواهد كه انتقام بكشد براي دوستان خود ، انتقام مىكشد براي ايشان به بدترين خلق خود . چون خواهد كه انتقام كشد براي خود ، انتقام مىكشد به دوستان خود . به تحقيق كه انتقام كشيد براي يحيى بن زكريّا به بخت النّصر كه بدترين خلق خدا بود . ابن إدريس به سند موثّق از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه چون روز قيامت شود ، حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم با أمير المؤمنين ، امام حسن وامام حسين عليهم السلام بر صراط بگذرند ، پس كسى از ميان جهنّم سه مرتبه ندا كند ايشان را كه : « به فرياد من برس يا رسول اللَّه » آن جناب جواب نگويد . پس سه مرتبه ندا كند : « يا أمير المؤمنين ! به فرياد من برس . » آن جناب جواب نگويد . پس سه مرتبه فرياد كند كه : « يا حسن ! به فرياد من برس . » آن جناب جواب نفرمايد . پس سه مرتبه ندا كند كه : « يا حسين ! به فرياد من برس كه من كشندهء دشمنان تو أم . » پس رسولخدا به امام حسين عليه السلام گويد كه : « حجّت بر تو گرفت ، تو به فرياد أو