مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
130
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وقول ( كش ) [ : الكشّي ] : إنّه دعا النّاس إلى محمّد بن عليّ ، لا يخفى أنّه إنّما دعا إليه في ظاهر الأمر بعد ردّ عليّ بن الحسين عليه السلام كتبه ورسله خوفاً من الشّهرة وعلماً بما يؤول
--> برس . » پس حضرت مانند عقابي كه بجهد وجانورى را بربايد ، أو را از ميان جهنّم بيرون آورد . » راوي گفت : « اين چه كسى خواهد بود فداى تو گردم ؟ » حضرت فرمود : « مختار . » راوي گفت : « چرا در جهنّم أو را عذاب خواهند كرد با آن كارها كه أو كرد ؟ » حضرت فرمود : « اگر دل أو را مىشكافتند ، هر آينه چيزى از محبّت أبو بكر وعمر در دل أو ظاهر مىشد . به حقّ آن خداوندى كه محمّد را به راستى فرستاده است ، سوگند ياد مىكنم كه اگر در دل جبرئيل وميكائيل محبّت ايشان باشد ، هرآينه حق تعالى ايشان را بر رو در آتش اندازد . » در بعضي از كتب معتبر روايت كردهاند كه مختار براي امام زين العابدين عليه السلام صد هزار درهم فرستاد . وآن جناب نمىخواست كه آن را قبول كند وترسيد از مختار كه رد كند واز أو متضرّر گردد . پس آن حضرت آن مال را در خانه ضبط كرد . چون مختار كشته شد ، حقيقت حال را به عبد الملك نوشت كه : « آن مال تعلّق به تو دارد وبر تو گوارا است . » وآن جناب مختار را لعنت كرد ومىفرمود : « دروغ مىبندد بر خدا وبر ما ، مختار دعوى مىكرد كه وحى خدا بر أو نازل مىشود . » مؤلّف گويد كه أحاديث مختلف در باب مختار وارد شده است ، چنانچه دانستى . در ميان علماى اماميّه در باب أو اختلافى هست ، جمعى أو را خوب مىدانند ومىگويند كه امام زين العابدين عليه السلام به خروج كردن أو راضى بود ، به حسب ظاهر از ترس مخالفان ، تبرّا از أو مىنمود ، اظهار عدم رضا مىفرمود ، مختار براي طلب خون حضرت امام حسين عليه السلام خروج كرد ودعوى امامت وخلافت براي خود وديگرى نمىكرد . بعضي از علما را اعتقاد آن است كه غرض أو رياست وپادشاهى بود واين امر را وسيلهء آن كرده بود . اوّلًا بهحضرت امام زين العابدين عليه السلام متوسل شد ، چون حضرت از جانب حقتعالى ، مأمور نبود به خروج ونيت فاسد أو را مىدانست ، أجابت أو ننمود . پس أو به محمد بن حنفيه متوسل شد ، مردم را به سوى أو دعوت مىكرد ، أو را مهدى قرار داده بود مذهب كيسانيه از أو در ميان مردم پيدا شد ومحمد بن حنفيه را امام آخر مىدانند ومىگويند كه زنده است وغايب شده ودر آخر الزّمان ظاهر خواهد شد . والحمد للَّهكه أهل آن مذهب منقرض شدهاند ، كسى از ايشان نمانده است وايشان را به اين سبب كيسانى مىگويند كه از أصحاب مختار هستند ومختار را كيسان مىگفتند ، براي آنكه أمير المؤمنين عليه السلام موافق روايات ايشان ، أو را به كيّس خطاب كرد . به اعتبار آنكه سركردهء لشگر أو ومدبر أمور أو أبو عمره بود كه كيسان نام داشت . وآنچه از جمع بينالاخبار ظاهر مىشود ، آن است كه أو در خروج خود ، نيّت صحيحي نداشته وأكاذيب وأباطيل را وسيلهء ترويج امر خود مىكرده است . ليكن چون كارهاى خير عظيم بر دست أو جارى شده است ، اميد نجات در بارهء أو هست ومتعرض أحوال اين قسم مردم نشدن ، شايد أولى وأحوط باشد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 800 - 807