مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
27
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - أو نيك بنگرد ، بر وى آشكارا گردد كه چون سرِ مطهر حضرت أبى عبداللَّه عليه السلام وأهل بيت أو را آوردند ، سخت شادمان شد وآن جسارتها با سرِ مطهر كرد وآن سخنان گفت وعلي بن الحسين عليهما السلام را با ساير خاندان در زندانى كرد كه از گرما وسرما محفوظ نبودند تا چهرهء ايشان پوست انداخت ؛ اما چون مردم آنها را شناختند وبزرگوارى ايشان را بدانستند ومظلومى آنها بديدند ومعلوم گرديد كه از خاندان رسولند صلى الله عليه وآله وسلم ، از كار يزيد كراهت نمودند وأو را دشنام دادند ولعن كردند وبه أهل بيت روى نمودند ويزيد بر آن آگاه شد . خواست خويش را از خون آن حضرت برى نمايد ، نسبت قتل به ابن زياد داد وأو را نفرين كرد وپشيمانى نمود بر كشتن آن حضرت ورفتار خويش را با علي بن الحسين عليه السلام نيكو كرد وآنها را در سراى خاص خويش فرود آورد براي حفظ ملك وپادشاهى خود تا دلِ مردم را به خويش جلب كند ؛ نه آنكه راستى كار ابن زياد را نپسنديده باشد واز كشتن آن حضرت پشيمان شده باشد . ودليل بر اين ، داستانى است كه سبط ابن الجوزي در تذكره روايت كرده است كه : ابن زياد را نزديك خود بخواند ومال فراوان أو را بخشيد وتحفههاى بزرگ داد ونزديك خود نشانيد ومنزلت أو را بلند گردانيد 4 وأو را به اندرون خود نزد زنان خود برد ونديم كرد وشبى مست با مطرب گفت : « بخوان ! » وخود اين ابيات بديهه أنشأ كرد : اسقني شربة تروي مشاشي 5 * ثمّ مل فاسق مثلها ابن زياد صاحب السِّرّ والأمانة عندي * ولتسديد مغنمي وجهادي قاتل الخارجيّ أعني حسيناً * ومبيد الأعداء والحسّاد ابن أثير در كامل از ابن زياد نقل كرده است : ابن زياد با مسافر بن شريح يشكرى در راه شام گفت : « من حسين عليه السلام را به امر يزيد كشتم وگفته بود : يا أو كشته شود ، يا تو كشته شوى . من قتل أو را اختيار كردم . » پس پشيمانى يزيد از قتل امام حسين عليه السلام از روى حيله وتزوير وسياست بود . چون ديد نتيجهء بد در انظار مردم وأفكار عمومى بر عليهاش بخشيده است ، خواست خود را تبرئه كند ؛ بلكه با آن رويه جلب قلوب نمايد ؛ والّا در باطن ، مسرور از قتل آن حضرت بوده است . وشمر بن ذي الجوشن نيز نماز مىخواند وبعد از نماز مىگفت : « خدايا ! أطاعت از أولي الأمر مرا وأدار كرد كه ريحانهء رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم را به قتل برسانم . » رجوع شود به ميزان الاعتدال ذهبي ، ج 2 ، ص 280 ، ط مصر وأنيس الموحدين ص 115 ط تبريز سال 1392 ق . معلوم است كه أولي الأمر شمر عبارت از يزيد وابن زياد است . واجازه دادن يزيد كه أهل بيت در دمشق در دربار خونبار أو به سيّد الشهدا عليه السلام عزا برپا نمايند ، آن هم از راه حيله وسياست شومش بوده است كه در انظار عموم ، بلكه بتواند خود را از خون امام عليه السلام تبرئه نمايد . در ترجمهء نفس المهموم گويد : در كامل بهايى گويد : زينب عليها السلام نزد يزيد فرستاد ورخصت خواست تا -