مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

28

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - براي برادرش حسين عليه السلام مجلس عزا برپاى دارد . يزيد لعنه اللَّه رخصت داد وآنان را در دار الحجارة فرود آورد . هفت روز به آن‌جا ماتم داشتند وهر روز زنان بسيار نزد ايشان مىآمدند ونزديك بود مردم در سراى يزيد ريزند وأو را بكشند مروان آگاه شد وگفت : « مصلحت نيست أهل بيت حسين عليه السلام را در اين شهر نگاه‌دارى . برگ سفر بساز وايشان را سوى حجاز فرست ! » ويزيد برگ سفر ايشان بساخت وبه مدينه روانه كرد . بنابراين روايت ، مروان بدان وقت در شام بود . بنابر آنچه بيان شد ، يزيد پليد دست وپاى خود را گم كرده بود ونمىدانست چه حيلت انديشد تا جلو تنفر وانزجار مردم را بگيرد ويورش مردم به دربارش كه أو را بكشند ومروان از نيّات مردم آگاه شده ويزيد را از واقع امر آگاه ساخته وأو را وأدار به حركت دادن به اسراى أهل بيت كرده است ، واضح مىسازد كه هفت روز عزا برپا كردن بر سيّد الشهدا عليه السلام بسيار بعيد است ؛ بلكه كليهء مدتِ ماندن آن‌ها در دمشق هفت روز شده است . با آن هيجان مردم واضطراب وتشويش در أذهان آن‌ها چه‌طور مىتوانست أهل بيت را در دمشق بيش‌تر نگه دارد وتا چهل روز سرِ مطهر را در منارهء مسجد جامع آويخته باشند يا آن سرِ أنور أطهر را با اسراى خاندان رسالت به مدينه فرستاده باشد ؛ بلكه ملاحظهء سياست يزيد وحيلهء وى براي جلب قلوب ايجاب مىكرده است كه رأس مطهر را هرچه زودتر به بدن أطيب برگرداند تا جلو توجه أفكار عمومى مردم را در بدبينى به خودش گرفته وبر خويش جلب نمايد . چنانچه عموم شيعهء اماميه بر آن قائلند وناگفته نماند كه طبري گفته [ است كه ] سه روز عزا نگاه داشتند . أهل بيت را در أول ورودشان به دمشق در خانهء ويراني مسكن دادند . چنانچه در بصائر الدرجات از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده [ است ] كه علي بن الحسين عليه السلام را با همراهان نزد يزيد بن معاوية بردند . آن‌ها را در خانهء ويران مسكن دادند . يكى از ايشان گفت : « ما را در اين خانه منزل دادند كه سقف فرو افتد وما را بكشد . » پاسبانان به زبان رومى مىگفتند : « اين‌ها را بنگريد ! از خراب شدن خانه مىترسند ؛ با آن‌كه فردا آن‌ها را بيرون مىبرند ومىكشند . » علي بن الحسين عليهما السلام فرمود : « هيچ كس از ما ، زبان رومى را نيكو نمىدانست جز من . » از اين روايت شريفه استفاده مىشود كه : پاسبانان دولت بنى أمية در زندان وآن‌هايى كه به اسراى أهل بيت عليهم السلام گمارده بودند با زبان رومى تكلم مىكردند وظن قوى آن است كه اصلًا رومى باشند ؛ چون دولت بنى أمية با روم ارتباط داشت ودولت روم در دربار بنى أمية ومعاوية ويزيد نفوذ داشت ؛ چنانچه سرجون بن منصور رومى كه معرب سرژيوس است ، از زمان معاوية تا دورهء عبد الملك تقريباً كاتب ووزير مشاور در دربار أموي بود وتدبير قتل سيّد الشهدا عليه السلام را به دست ابن زياد ، أو به يزيد پيشنهاد كرد وحكومت عراقين ، بصره وكوفه‌را با هم نمود وابن‌زياد را والى آن‌ها كرد وبه محاربهء سيد الشهدا عليه السلام وأدار نمود . سرجون قبلًا عهدي از معاوية اخذ نموده ونگه‌داشته‌بود . چون يزيد با ابن‌زياد مابين‌شان خوب نبود وبعد از مشاورهء يزيد با سرجون وپيشنهاد وى كه ولايت عراقين را به ابن زياد بدهد وبه جنگ امام عليه السلام بفرستد ، آن عهدنامه را به يزيد نشان داد وأو نيز قبول كرد ؛ چنانچه شيخ مفيد رحمه الله در ارشاد وديگران نقل كرده‌اند . -