مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

740

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - ستاره‌ها ، وآسمان وزمين ومؤمنان انس وجن وفرشتگان آسمان‌ها وزمين‌ها ، ورضوان بهشت ومالك دوزخ وحملهء عرش خداوند ومىبارد آسمان خون وخاكستر . » فرمود : « واجب است لعن كردن بر كشندگان حسين ، چنان‌كه واجب است بر مشركين وبر جماعت يهود ونصارى ومردم مجوس . » جبله گفت : « اى ميثم ! چگونه مردم روز قتل حسين را روز بركت شمارند ؟ » ميثم بگريست وگفت : « به انشاى حديثي مجعول ( 6 ) اين گمان كردند وچنان دانند كه توبهء آدم در اين روز مقبول افتاد وحال آن‌كه توبهء آدم در شهر ذي حجه به درجهء قبول رسيد وهم‌چنان توبه داوود ونجات يونس از بطن حوت ( 7 ) در شهر ذيحجه بود ، نه در روز عاشورا ونيز بنو إسرائيل در ماه ربيع الاوّل از بحر بيرون شدند نه در عاشورا ، ونيز چنان گمان دارند كه كشتى نوح روز عاشورا بر جودي ( 8 ) نشست وحال آن كه روز هجدهم ذي حجه بر جودي آمد . » آن‌گاه ميثم گفت : « اى جبله ! گاهى كه آفتاب را به كردار خون تازه ديدار كنى ، دانسته باش كه حسين را شهيد كرده باشند . اين ببود تا روزى كه بيرون شدم وقرص آفتاب را بر حيطان ( 9 ) وجدران چنان ديدم كه ملاحف معصفر ( 10 ) . پس فرياد برداشتم وبگريستم وگفتم : سوگند به خداى كه حسين عليه السّلام را شهيد كرده‌اند . » ديگر در بعضي از كتب مناقب سند به أم حيان منتهى مىشود . قالت : يوم قتل الحسين ، أظلمت علينا ثلاثا ، ولم يمسّ أحد من زعفرانهم شيئا ، فجعله على وجهه إلّا احترق ، ولم يقلب حجر من بيت المقدس إلّا أصبح تحته دما عبيطا . گفت : « در يوم قتل حسين سه روز جهان بر ما ظلمتكده گشت وهيچ‌كس استعمال زعفران بر چهره نفرمود . إلّا آن‌كه محترق گشت وسنگى در بيت المقدس از جا جنبش نيافت ، جز اين‌كه در زير آن خون تازه بود . » وديگر ابن حجر كه از متعصبان أهل سنت وجماعت است ، در شرح همزيه مىگويد : قال : ممّا ظهر يوم قتله من الآيات ، أنّ السّماء مطرت دما ، وأنّ أوانيهم ملئت دما ، وأنّ السّماء اشتدّ سوادها لإنكساف الشّمس حينئذ حتّى رأيت النّجوم واشتدّ الظّلام حتّى ظنّ النّاس أنّ القيامة قد قامت ، وأنّ الكواكب ضربت بعضها بعضا ، وأنّه لم يرفع حجر إلّا يرى تحته دم عبيط ، وأنّ الورس انقلبت رمادا ، وأنّ الدّنيا أظلمت ثلاثة أيّام ، ثمّ ظهرت الحمرة ، وقيل : احمرّت ستّة أشهر ، ثمّ لا زالت الحمرة ترى بعد ذلك . يعنى از آيات عظيمه كه بعد از قتل سيد الشهدا به ديد آمد ، يكى آن است كه آسمان خون باريد وأواني ( 11 ) مردم از خون سرشار وظلمتى عظيم حادث شد . چه آفتاب به تمام كسوف يافت وستارگان به جمله ديدار كردند . ديگر چنان سياهى جهان را فروگرفت كه مردمان به گمان شدند كه قيامت برپا شد . ستارگان مصادمه كردند ويكديگر را كوس همىزدند ( 12 ) وهيچ سنگى از زمين جنبش نكرد ، الا آن‌كه در تحت آن خون تازه جوشش داشت . گياه ، ورس وحبات ( 13 ) آن به خاكستر بدل گشت . واين سياهى سه روز دنيا را -