مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

589

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - ملعون پسر ملعون را ؟ » آن خنزير عنود بدتر از هر يهود گفت : « دانق من جايزة اليزيد أحبّ إليّ منك ومن شفاعة جدّك وأبيك . » يعنى : « يك دانگ درهمى از جايزهء يزيد را دوست‌تر دارم از تو وشفاعت جد وپدر تو . » آن حضرت فرمود : « هرگاه لابد وناچار مرا مىكشى پس شربت آبى به من بده كه بياشامم . » آن لعين گفت : « هيهات ! هيهات ! به خدا قسم كه تشنه كشته مىشوى ؛ آيا گمان نمىكنى پدر تو ساقى حوض كوثر است ؟ صبر كن تا تو را آب دهد . » آن حضرت فرمود : « تو را به خدا قسم كه بردار لثام خود را تا نظر كنم به تو . » وقتي كه جامه را دور كرد آن حضرت ديدند آن ملعون أبرص وأعور است ومثل سگ سينه دارد وموى أو چون خنزير است . » آن حضرت فرمود : « صدق جدّي رسول اللّه . » آن ملعون گفت : « جد تو چه فرموده ؟ » آن حضرت فرمود : « شنيدم از جد خود كه به پدر من علي عليه السّلام مىفرمود : « يا عليّ يقتل ولدك هذا أبرص أعور له بوز كبوز الكلاب وشعر كشعر الخنزير . » آن ملعون گفت : « جد تو مرا به كلاب تشبيه مىكند ؟ به خدا قسم كه تو را از قفا شهيد مىكنم . » پس آن حضرت را به روى خود انداخت . به روايت مناقب ومحمد بن أبي طالب وبحار الأنوار پاى نحس خود را بر آن حضرت زد وآن حضرت را بر قفا انداخت ، آن حضرت فرمود : « أنت الأبقع الذي رأيت في منامي . » « توئى آن پيسى كه در خواب ديدم . » وآن ملعون گفت : « تشبّهني بالكلاب » پس به روايت مناقب آن حضرت خنديدند در آن حال وشمر ملعون مىگفت : « أقتلك اليوم ونفسي تعلم * علما يقينا ليس فيه مزعم ولا مجال لا ولا تكتّم * إنّ أباك خير من يكلّم » أبو مخنف بعد از آن آورده : بعد النّبيّ المصطفى المعظّم * أقتلك اليوم وسوف أندم وأنّ مثواي غدا جهنّم * أفيض دمك بالتّراب بغصّة ولا لأولاد النّبيّ أرحم » پس به روايت مناقب ضربت شمشير سر آن حضرت را جدا كرد وبه روايت أبي مخنف بر نيزه بلند كرد وتكبير گفت ولشگر سه مرتبه تكبير گفتند . به روايت سيد ابن طاووس وبحار در آن‌وقت غبار شديدي وسياهى كه در آن باد سرخ بود برخاست كه يكديگر را نمىديدند وگمان كردند كه قيامت قيام كرد وتا يك ساعت چنين بود وساكن شد . هلال بن نافع گويد : « در ميان أصحاب عمر بن سعد بودم كه مردى آمد وگفت أبشر أيّها الأمير كه شمر قصد قتل حسين عليه السّلام داشت . » هلال گفت : « بيرون رفتم به ميان دو صف ديدم حسين عليه السّلام را كه در حال احتضار است به خدا قسم نديده بودم به خون آغشته‌اى نيكوتر ونورانىتر از آن حضرت ونور آن سرور -