مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
311
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
خير لنا ؛ وانتقم لنا من الظّالمين . « 1 » الباعوني ، جواهر المطالب ، 2 / 288 ففي الملهوف : [ . . . ] فتقدّم إلى باب الخيمة ، فقال لزينب : ناوليني ولدي الرّضيع [ . . . ] « 2 » .
--> ( 1 ) - وامام حسين عليه السّلام بعد از وقوع مصيبت على أكبر به در خيمهء حجلهنشينان تتق كرامت رفته ، فرمود كه : « برادرزادهء مرا بياوريد تا وداع كنم . » آن شكوفهء گلزار مرتضوي را پيش آوردند ودر اثنايى كه امام حسين عليه السّلام بوسه بر رخسارش مىزد ، تيرى بر مقتل آن طفل آمد وبه روايتي كه در كشف الغمة وبعضي ديگر از كتب معتبره مسطور است كه عبد اللّه بن الحسين عليهما السّلام بر اين منوال شهادت يافت واز روضة الشهداء چنان مستفاد مىگردد كه در وقتي كه هيچكس با امام حسين نماند ، آن حضرت طفل شيرخوارهء خود را كه على أصغر نام داشت واز تشنگى اضطراب مىنمود ، در پيش زين گرفته ، به ميان هردو صف برد وآواز برآورد كه : « اى قوم ! اگر من به زعم شما گناهكارم ، اين طفل گناهى ندارد وأو را يك جرعه آب دهيد . » يكى از آن ملاعين بىدين كه أو را حرملة بن كاهل ازدى مىگفتند ، تيرى از شست رها كرده ، آن تير به حلق شاهزادهء مظلوم رسيد واز جانب ديگر بيرون رفت . آن حضرت غنچهء نورستهء باغ ولايت را به مادرش رسانيد وفرمود : « بگير فرزند خود را كه از حوض كوثر سيراب گرديد . » نوبت ديگر ، افغان وشيون از خاندان امام زمن بلند شد ودر فراق آن شكوفهء رياض نبوت زبان حال هريك از مخدرات استار كرامت به مضمون اين مقال گويا گشت كه : رفتى وسير نديده رخ تو ديده هنوز * گوش يك نكته ز لبهاى تو نشنيده هنوز چيد دست اجل اى غنچهء نورسته تو را * گلى از شاخ عمل دست تو ناچيده هنوز خواند أمير ، حبيب السّير ، 2 / 54 - 55 پس امام حسين عليه السّلام به در خيمهء حرم آمد وگفت كه : « فرزند كودك من عبد اللّه را بدهيد كه أو را وداع كنم . » بعضي أو را على أصغر مىنامند . چون آن طفل معصوم را به دست آن امام مظلوم دادند ، أو را بوسيد وگفت : « واي بر اين كافران در هنگامى كه جد تو محمد مصطفى خصم ايشان باشد . » ناگاه حرملة بن كاهل تيرى از كمان رها كرد كه بر حلق آن امامزادهء معصوم آمد ودر دامن پدر بزرگوار خود شهيد شد ومرغ روحش به شاخ سدرة المنتهى پرواز نمود ، پس حضرت كف مبارك خود را در زير آن خون مىداشت كه پر مىشد وبه سوى آسمان مىافكند ومىفرمود : « چون در راه خداست ، اين همه آزارها سهل است . » امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كه : « از آن خون قطرهاى بر زمين نيامد . » پس حضرت گفت : « خداوندا ! اين فرزند دلبند من نزد تو كمتر از ناقهء صالح نخواهد بود ، خداوندا اگردر اينوقت مصلحت در يارى ما ندانستى ، اين آزارها را موجب تضاعف ثواب آخرت ما گردان . » پس آن طفل معصوم را در ميان شهدا گذاشت . به روايتي در همان موضع دفن كرد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 683 - 684 ( 2 ) - [ انظر : 4 / 291 ] .