مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

255

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - جعفر پرواز مىكند . واز براي عباس در نزد خداوند منزلتي است در روز قيامت كه مغبوط ( 29 ) جميع شهداست وجميع شهدا را آرزوى مقام أو است . واز جعفر صادق عليه السّلام نيز با اندك بينونتى اين حديث وارد است وعباس در وقت شهادت سى وچهار سأله بود . ( 1 ) . قربه ( به كسر قاف ) : مشك وأبو قربه : صاحب ودارندهء مشك ( در لغت عرب مرسوم است كه هرگاه شخصي با چيزى مزاولت بسيار داشته باشد ، كلمهء ( أب ) را به آن چيز اضافه نموده وآن شخص را اراده مىكنند ) . ( 2 ) . جسيم : تنومند ، فربه . ( 3 ) . عايقى : مانع وجلوگير . ( 4 ) . برادر عيانى : برادر پدر ومادرى . ( 5 ) . اقتفا : پيروى . ( 6 ) . شمشير گاهى كندى مىكند وأسب خوشرفتار گاهى به سر درمىآيد . اين جمله در عرب مثلي است كه گفته مىشود براي كسى كه در كارى كه مهارت دارد ، خطا ولغزشى نمايد ؛ ولى در كتب أمثال به جاى ( السيف ) ، ( الصارم ) كه به معنى شمشير برّان است ، ضبط نموده‌اند ومناسب وسزاوار با مقام هم ، همان صارم است . واين خود لغزشى است از مرحوم سپهر ( الصّارم قد ينبو والجواد قد يكبو ) إلّا أن يعصمنا اللّه من الزّلل . ( 7 ) . صاحب لوا : پرچمدار . ( 8 ) . روى درخواست خود پافشارى كرد . ( 9 ) . دقيقه‌اى از دقايق : نكته‌اى از نكات . ( 10 ) . كاوش : كندن زمين ومانند آن . ( 11 ) . سمور : جانورى است معروف كه از پوست آن پوستين سازند . ( 12 ) . سندان ، ( به كسر سين در نزد پارسيان وفتح آن در نزد تازيان ) : افزارى است كه آهنگران ومسكران وزرگران روى آن فلز خود را مىكوبند . ( 13 ) . [ از اين قسمت به بعد در كتاب كبريت احمر به نقل از ناسخ التواريخ آمده است ] . ( 14 ) . كلمهء ( اوارى ) به صيغهء معلوم ومجهول ، هردو محتمل است وكلمهء ( لقا ) يا به معنى چيز بىمايه وخوار ويا به معنى برخوردكنندهء زشتى وسختى است . بنابراين ، معنى بيت اين است : از مرگ زماني كه بلند شود ( وبه سوى من آيد ) نمىترسم تا در ميان مبارزان كارآزموده به برخورد سختى پنهان شوم ، يا خوارى وذلت را در ميان آنها پنهان كنم . ( 15 ) . خلاصهء معنى : من عباس آب آورم . از مرگ وشر وبلا نمىترسم . تارك دشمن را مىشكافم ؛ جان من سپر جان پيغمبر پاك ( حسين عليه السّلام ) است . ( 16 ) . شهاب : ستارهء جهنده . ( 17 ) . طبرخون ( تبرخون ) : عناب . ( 18 ) . خلاصهء معنى : من عباس مهربان ، فرزند على مرتضايم . با دلى ره يافته وشمشيرى بران از نوهء پيغمبر دفاع مىكنم تا از جنگ با سرورم بگريزيد . ( 19 ) . تفته : سوزان . -