مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
607
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
به . الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 364 - 365 - عنه : المحمودي ، العبرات ، 1 / 312 ، 317 زاد الحسين بن نصر في حديثه : فأرسل إلى هانئ . « 1 » الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 391
--> ( 1 ) - گويد : عبيد اللّه بن زياد به سران مردم كوفه گفت : « چرا هانى بن عروه جزو كساني كه پيش من آمدهاند ، نيامده است . » گويد : محمّد بن أشعث با كساني از قومش پيش هانى رفتند . وى بر در خانهء خويش بود . بدو گفتند : « أمير از تو سخن كرد ودر انتظار تو است . پيش وى برو ! » وچندان بگفتند كه با آنها سوار شد . گويد : وچون عبيد اللّه بازگشت أسماء بن خارجه ومحمد بن أشعث را پيش خواند وگفت : « هانى را پيش من آريد » . گفتند : « تا أمان نگيرد ، نمىآيد . » گفت : « أمان براي چه ؟ مگر كارى كرده . برويد اگر بىامان گرفتن نيامد ، امانش دهيد . » گويد : « آنها پيش هانى رفتند وأو را بخواندند . » گفت : « اگر مرا به دست آرد ، مىكشدم . » امّا چندان اصرار كردند تا أو را بياوردند . گويد : وچنان بود كه هانى پيش ابن زياد رفتوآمد داشت وچون مسلم پيش أو منزل گرفت ، از رفتوآمد بازماند وبيمارى نمود وبيرون نمىرفت . ابن زياد به همنشينان خويش گفت : « چرا هانى را نمىبينم ؟ » گفتند : « بيمار است » . گفت : « اگر دانسته بودم بيمار است ، عيادتش كرده بودم . » مجالد بن سعيد گويد : عبيد اللّه ، محمد بن أشعث وأسماء بن خارجه را خواست . أبو مخنف از گفتهء حسن بن عقبهء مرادي آورده كه عمرو بن حجاج زبيدى را نيز همراه آنها كرد . وهم أبو مخنف از گفتهء أبى الوداك آورده كه روعه خواهر عمرو بن حجاج زن هانى بن عروه بود ومادر يحيى بن هانى بود . گويد : عبيد اللّه به آنها گفت : « چرا هانى پيش ما نمىآيد ؟ » گفتند : « خدايت قرين صلاح بدارد . نمىدانيم . گويى بيمار بود . » گفت : « شنيدهام بهى يافته وبر در خانهء خود مىنشيند . ببينيدش وبگوييد ، تكليفي را كه بر عهده دارد وا نگذارد كه خوش ندارم كساني همانند وى از سران عرب به نزد من تباه شوند . » گويد : آن دو كس ( يا سه كس ) پيش هانى رفتند وشامگاهى أو را بديدند كه بر در خانهاش نشسته بود . گفتند : « چرا به ديدار أمير نمىآيى ؟ » -