مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

396

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

وجاءته كتب أهل الكوفة ، يحضّونه على القدوم عليهم ، فاغترّ . اليافعي ، مرآة الجنان ، 1 / 131 فلمّا استقرّ بمكّة ، اتّصل بأهل الكوفة تأبّيه من بيعة يزيد ، وكانوا يكرهون بني أميّة خصوصا يزيد لقبح سيرته ، ومجاهرته بالمعاصي ، واشتهاره بالقبائح ، فراسلوا الحسين عليه السّلام ، وكتبوا إليه الكتب ، يدعونه إلى قدوم الكوفة ، ويبذلون له النّصرة على بني أميّة ، واجتمعوا وتحالفوا على ذلك ، وتابعوا الكتب إليه في هذا المعنى . « 1 » ابن طقطقي ، كتاب الفخري ، / 104 فأتاه رسل أهل الكوفة وعليها النّعمان بن بشير . « 2 » [ بسند تقدّم عن أبي جعفر عليه السّلام ]

--> - نامهء فوق را به خدمت حضرت فرستادند ودو روز بعد ، جماعتى را به نمايندگى روانه كردند كه حامل يكصد وپنجاه نامه بودند وهر نامه‌اى به امضاى يك ودو وسه وچهار نفر بود كه همگى از حضرت استدعا كرده بودند به كوفه تشريف بياورد . ولى با اين‌همه حسين عليه السّلام از پاسخ دادن به نامه‌ها خوددارى مىكرد تا اين‌كه در يك روز ششصد نامه از كوفه رسيد ونامه‌هاى ديگر پىدرپى مىرسيد تا آن‌كه جمع نامه‌ها كه در چند نوبت آمده بود ، به دوازده هزار نامه رسيد . راوي گويد : پيرو نامه‌ها ، هانى بن هانى سبيعى وسعيد بن عبد اللّه حنفي نامهء ذيل را كه آخرين نامهء رسيده به حسين بود ، آوردند . در نامه چنين نوشته بود : « به نام خداوند بخشايندهء مهربان ! نامه‌اى است به حسين بن علي أمير المؤمنين ، از شيعيانش وشيعيان پدرش أمير المؤمنين . امّا بعد ، همهء مردم به انتظار ورود شما هستند وبه جز تو به كسى رأى نمىدهند . اى پسر پيغمبر ! هرچه زودتر وهرچه زودتر تشريف بياوريد كه باغها سرسبز وميوه‌هاى درختان رسيده ، بوستانها پر از گياه ودرختها پربرگ است . اگر تصميم داريد ، تشريف بياوريد كه سپاهى آراسته ، مقدمت را گرامى خواهند داشت . سلام ورحمت خداوند بر تو باد وبر پدرت كه پيش از تو بود . » فهرى ، ترجمه لهوف ، / 33 - 36 ( 1 ) - چون حسين در مكّه مستقر شد ، خبر خوددارى وى از بيعت با يزيد به گوش مردم كوفه رسيد ، ومردم كوفه بنى اميّه وبخصوص يزيد را به سبب روش ناپسند وزشتكاريهايى كه داشت وعلنا مرتكب معاصي مىشد ، دوست نمىداشتند . ازاين‌رو با حسين مكاتبه كرده ، نامه‌هايى بدو نوشتند وأو را به كوفه دعوت كردند وبدو وعدهء يارى در مقابل بنى اميّه دادند . آن‌گاه گرد هم آمده با يكديگر هم‌سوگند شدند وپىدرپى در اين خصوص براي حسين عليه السّلام نامه فرستادند . گلپايگانى ، ترجمه تاريخ فخرى ، / 156 ( 2 ) - وچون به مكّه رسيد ، أهل كوفه را خبر شد وايشان بنى اميّه را كاره بودند ؛ خاصه يزيد را به -