مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
165
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
[ أحداث سنة 60 ه ] قال : فأفاق معاوية ، وقال : يا بنيّ ، إنّي صحبت رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم ، فخرج لحاجته ، فاتبعته بإداوة « 1 » ، فكساني أحد ثوبيه الّذي يلي جلده ، فخبّأته لهذا اليوم ، وأخذ رسول اللّه عليه الصّلاة والسّلام من أظافره ، وشعره ذات يوم ، فأخذته وخبّأته لهذا اليوم ، فإذا أنا متّ ، فاجعل ذلك القميص دون كفني ممّا يلي جلدي ، وخذ ذلك الشّعر والأظافر ، فاجعله في فمّي وعلى عيني ومواضع السّجود منّي ، فإن نفع شيء ، فذاك ، وإلّا فإنّ اللّه غفور رحيم . وهذه الرّواية تدلّ على أنّ يزيد أدركه قبل وفاته ، وقد قيل : إنّه أوصى بها غير يزيد ، واللّه أعلم . النّويري ، نهاية الإرب ، 20 / 369
--> - فرزند ! من هر رنجى را به جاى تو كشيدهام . براي تو كارها را برقرار ودشمنان را خوار ، وگردنكشان عرب را بىمقدار نمودهام . وچندان برايت گرد آوردهام كه هيچكس چنين گرد نياورده . فرزند ! به مردم حجاز توجه كن كه ايشان أصل وريشهء توأند . هركس از ايشان نزد تو آمد ، وى را گرامى بدار وهركس نيامد ، عهدهدارش باش . مردم عراق را زير نظر گير ! چنانچه از تو بخواهند كه هرروز عامل ايشان را عزل كنى ، با ايشان موافقت كن كه عزل عاملي آسانتر از كشيده شدن صد هزار شمشير است . به مردم شام عنايت كن كه ايشان دوست درونى توأند . هرگاه دشمنى سر برداشت از ايشان ، يارى بجوى وچون كار دشمنت را ساختى ، أهل شام را به وطنشان برگردان ؛ زيرا اگر شاميان در سرزمين ديگر زيست كنند ، اخلاقشان تغيير خواهد كرد . من از هيچكس بيم ندارم كه در كار خلافت با تو نزاع كند ، جز از چهار نفر از قريش وآنها عبارتند از : حسين بن علي عليهما السّلام ، وعبد اللّه بن عمر ، وعبد اللّه بن زبير ، وعبد الرّحمان بن أبي بكر . امّا عبد اللّه بن عمر مردى است كه عبادت وى را از پاى درآورده است . چنانچه كسى جز أو باقي نماند ، با تو بيعت خواهد كرد . وامّا حسين بن علي عليهما السّلام مردى است بىپروا . مردم عراق وى را رها نمىكنند تا به خروج وادارش سازند . دانسته باش كه اگر حسين بن علي خروج كرد وتو بر أو پيروز شدى ، از وى درگذر ؛ زيرا حسين با تو خويشى نزديك دارد وداراى حقي بزرگ وهم وابستهء به محمّد صلّى اللّه عليه واله وسلّم است . وامّا عبد الرّحمان بن أبي بكر ! اگر ببيند دوستانش كارى مىكنند ، أو نيز مىكند . وى هدفى جز زن وخوشگذرانى ندارد . امّا كسى كه همچون شير در كمين نشسته است ومانند روباه با تو به مكر وفريب مىپردازد واگر فرصتى دست دهد بر تو خواهد تاخت ، همانا عبد اللّه بن زبير است . اگر روزى عبد اللّه بر تو شوريد وتو بر أو ظفر يا فتى ، وى را پارهپاره كن ؛ ولى تا مىتوانى خون مردم را مريز . » چنانكه پيداست ، مضمون اين وصيت حاكى از عنايت كامل معاوية به تدبير سلطنت وعشق فراوان به رياست مىباشد . گلپايگانى ، ترجمهء تاريخ فخرى ، / 153 - 154 ( 1 ) - الإداوة : إناء صغير من جلد .