مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
77
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
قلت : ذكر عبد الرّحمان بن أبي بكر لا يستقيم على قول من يجعل وفاته سنة ثلاث وخمسين ، وإنّما يصحّ على قول من يجعلها بعد ذلك الوقت « 1 » . ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 251 ، 252 - عنه : بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 103 [ أحداث سنة 56 ه ] فلمّا بايعه أهل العراق والشّام سار إلى الحجاز . قال : وفي هذه السّنة اعتمر معاوية في شهر رجب ، وسار إلى الحجاز في ألف فارس ، فلمّا دنا من المدينة لقيه الحسين بن عليّ رضي اللّه عنهما أوّل النّاس ، فلمّا نظر إليه معاوية ، قال : « لا مرحبا ولا أهلا ! بدنة يترقرق دمها واللّه مهريقه ! » قال : مهلا فإنّي لست بأهل لهذه المقالة . قال : بلى ولشرّ منها . ثمّ لقيه عبد اللّه بن الزّبير ، فقال له : « لا مرحبا ولا أهلا ! خبّ ضبّ ، تلعة يدخل رأسه فيضرب بذنبه ، ويوشك واللّه أن يؤخذ بذنبه ، ويدقّ ظهره ، نحيّاه عنّي » فضرب وجه راحلته .
--> ( 1 ) - آنگاه هزار سوار برگزيده وراه حجاز را گرفت . چون به مدينه نزديك شد ، حسين بن علي را ديد كه پيشاپيش مردم رفته بود . چون حسين را ديد ، گفت : « مرحبا مباد . أهل هم نيستى . تو يك شتر قرباني هستى كه خون وى جوشيده وخداوند خون آن قرباني را خواهد ريخت . » حسين گفت : « آرام باش ومهلت بده . من به خدا سوگند درخور اين گفته ( ناپسند ) نمىباشم . » معاوية گفت : « آرى . مستوجب اين وبدتر از اين سخن مىباشى . » بعد ابن زبير را ديد وگفت : « مرحبا مباد كه تو أهل نيستى . تو سوسمار هستى كه سر به لأنه مىبرد وبا دم خود زمين را مىزند . به خدا نزديك است كه أو را از دم بگيريم وپشت أو را بشكنيم . أو را دور كنيد . آنگاه خود ( معاوية ) سر أسب أو را ( ابن زبير ) زد ودورش كرد . بعد عبد الرّحمان بن أبي بكر رسيد . معاوية به أو گفت : « اى نااهل ! مرحبا مباد ! تو سالخورده خرف هستى كه عقل خود را در پيرى از دست دادى . » سپس دستور داد كه سر أسب أو را بزنند ودورش كنند . با ابن عمر هم مانند همان رفتار را به كار برد . آنها همه به أو همراهى كردند ؛ ولى أو به آنها اعتنا نكرد تا آنكه وارد مدينه شد . آنها هم بر در خانه أو ايستادند ؛ ولى أو به آنها اجازهء ورود نداد وبا اينكه آنها داراى مقام ( ارجمند ) بودند ، آنها از معاوية آنچه باعث خرسندى باشد ، به دست نياوردند . ناگزير راه مكة را گرفتند ودر آنجا أقامت نمودند . من مىگويم ( مؤلف ) روايت شركت عبد الرّحمان بن أبي بكر در آن انجمن با خبر وفات أو كه در سنه پنجاه وسه رخ داده ، موافقت ندارد . صحت اين روايت مبنى بر صحت روايت وفات أو در سنهء پنجاه وچهار است كه وفات أو بعد از واقعهء بيعت يزيد است . خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 58 - 59 ، 63