الشيخ محسن الأراكي

13

اصول فقه نوين ( فارسى )

پيش‌درآمد الحمدُ الله ربّ العالمين ، والصلاعلى محمّد وآله الطاهرين . دانش اصول فقه به عنوان « منطق استنباط حكم شرعى » گذشته از جايگاه ويژه‌اى كه در مجموعهء علوم اسلامى دارد ، كاربرى ويژه و به سزايى - به خصوص بخش مربوط به منطق دلالت آن - در ساير علوم متنى ؛ اعم از : ادبيات ، فلسفه‌هاى عام ، فلسفه‌هاى خاص ؛ نظير : فلسفه زبان ، فلسفهء فهم ، حقوق ، معناشناسى ، باستان‌شناسى و . . . دارد ، و از اين روى يكى از زنده‌ترين و بينادىترين عرصه‌هاى دانش‌پژوهى به ويژه دانش‌پژوهى حوزوى به شمار مىآيد . در سال‌هاى اخير ، به دليل تحوّلى كه در نتيجهء انقلاب اسلامى و پس‌رخدادهاى آن در مجموعهء رويكردهاى پژوهش‌هاى دينى به ويژه اسلامى - و در حوزهء علوم انسانى به‌طور عموم - به وجود آمد ، و پرسش‌ها و چالش‌هاى نوين و فراوانى كه در عرصه‌هاى گوناگون علمى مربوط به جهان ، و انسان جامعه و فرد ، و روابط اجتماعى ، سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى و ادارى و غيره ، رخ نمود ، نقش محورى و بنيادين علم اصول به عنوان منطق دلالت و استنباط در حوزه مسايل دينى كه مدخل اصلى نظريه‌پردازى دينى را تشكيل مىدهد بيش از هر زمان ديگر جلوه كرد . ضرورت نوپردازى بخش‌هايى از علم اصول به ويژه آنچه مربوط به منطق دلالت لفظى ، و قواعد استدلال عقلى در حوزهء استنباط است ، و ابداع منطق نوين استنباط فقه اجتماعى به منظور پاسخگويى به پرسش‌هاى حوزهء نظام‌هاى اجتماعى ، و غنىسازى بنيهء نظريه‌پردازى فقهى در رويارويى با چالش‌هاى نوين در عرصه‌هاى گوناگون فقه زندگى ، تلاشى نو در جهت بازپردازى مسايل علم اصول مىطلبيد كه ضمن صيانت از اصالت