الشيخ محسن الأراكي
14
اصول فقه نوين ( فارسى )
علمى اين دانش سترگ و بنيادين و پاسدارى از دستآوردهاى شگرف محققان و انديشمندان مبتكر و بديع انديش اين علم ، بتواند گامى هر چند كوتاه در جهت فعالسازى قضاياى اين علم در جهت پاسخگويى به انتظارات جامعهء معاصر از دين و پژوهشهاى فقهى باشد . « اصول فقه نوين » تلاشى متواضعانه در اين راستاست . در اين تلاش علمى ، سعى بر اين است تا با بهرهگيرى از دستآوردهاى پرمايهاى كه در دوران خيزش اخير اين علم بدست تواناى شيخ اعظم ( قدس سره ) و سپس آخوند خراسانى ( قدس سره ) پديد آمد و علم اصول را شكوفا نمود و پس از آن ، با تلاش نوابغ بزرگ سهگانهاى كه سهم وافرى در اغناى علم اصول در قرن اخير داشتهاند ؛ يعنى : محقّق بزرگ نائينى ( قدس سره ) ، و متفكّر ژرفانديش محقّق عراقى ( قدس سره ) ، و نابغهء تفكّر و تحقيق محقّق اصفهانى ( قدس سره ) ، و از آن پس ، با پژوهشهاى محققانهء دو انديشمند بزرگ و مجدد ؛ يعنى : محقّق بزرگوار حضرت امام خمينى ( قدس سره ) و اصولى بنيانگزار محقّق خوئى ( قدس سره ) بارور شد و سرانجام با سرانگشت ابداع ماهرانه و محقّقانه متفكّر بزرگ آيت الله شهيد صدر ( قدس سره ) به اوج جديدى از تكامل و تطوّر رسيد طرحى نو براى قضاياى علم اصول پرداخته گردد كه از ويژگىهاى ذيل برخوردار باشد : 1 . پاىبندى و تعهّد به روش علمى و اصالت فكرى و در نتيجه ، پاسدارى از ميراث گرانبهاى محقّقان دانش اصول به ويژه در دو قرن اخير كه دورهء شكوفايى و بارورى بىسابقهء اين علم به دست محققان نامبردهء اين دانش است ؛ 2 . پرداختن به برخى مسايل جديد در حوزهء منطق دلالت و استنباط كه به اقتضاى برخى پرسشهاى نوظهور رخ نموده و طرح آنها در علم اصول به عنوان منطق دلالت و استنباط ضرورت داشت ؛ نظير : قواعد فهم متن ، و فرضيهء تعدد قرائتها ، و جايگاه عقل در عرصهء فهم و استنباط قضاياى دينى ، و نقش و جايگاه عرف در فهم و استنباط احكام شرعى ، و قواعد و ضوابط تغيير و تحول در احكام فقهى و روش استنباط آنها ، و قواعد استنباط فقه نظام ، يا فقه اجتماعى ، و ديگر قضاياى جديد مربوط به حوزهء منطق دلالت و استنباط كه اصلىترين وظيفه علم اصول است ؛ 3 . ساماندهى منطقى قضاياى علم اصول به گونهاى كه بتواند از يك سو پيوند منطقى قضاياى علم اصول را با يكديگر تبيين كند ، و از سوى ديگر انسجام كلى قواعد و قضاياى اين علم را در يك سامانهء ساختارى واحد و با چيدمانى معقول كه جايگاه منطقى هر يك از مباحث علم اصول معلوم و مشخص گردد ؛