الفيض الكاشاني
65
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مَثَل ناس را مَثَل جَمَل نهاد كه از صد شتر يكى راحله « 1 » نباشد كه سوارى را شايد ، باقيان براى حملاند امّا چه حمل ؟ « حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ » . « 2 » اى دوست ! سر در گريبان فكرت فرو بر و ديده اعتبار برگشاى تا ببينى كه چيست و بر چيست . اگر بياض نامه به آخر نرسيدى براى تو شرح كردمى كه بر چيست و براى چيست ، امّا اين شرح در بياض نامهاى توان كرد كه به آخر نرسد و السلام . سؤال و پرسنده بود كه ترك مكروه للَّهتعالى مثاب عليه است يا مطلقاً ؟ و اگر اوّل باشد فرق ميان مكروه و مباح چه باشد ؟ چون ترك مباح نيز اگر للَّهباشد سبب ثواب است . جواب آن كه ترك مباحللّه متصّور نيست مگر آن كه فعل آن مباح متضمّن مكروهى يا حرامى باشد و حينَئِذٍ فَقَد عادَ الثوابُ إِلى تَركِ الحرامِ وَ المَكروه . « 3 » حاصل : مكروه ، ترك او مِن حَيث هُوَ براى خدا متصوّر است و مباح ، ترك او مِن حَيث هُوَ براى خدا متصوّر نيست . چه خدا را رضا در ترك او مِن حيث هُوَنيست و همچنين در فعل او . مثلًا كسى دستها به پشت گيرد و گويد براى خدا چنين مىكنم اين چيزيست غير معقول المعنى براى آن كه نزد خدا دست فروگذاشتن و يا پس پشت گرفتن يكسان است و احدهما احبّ از آن ديگر نيست و كذا فى جانب الترك . واللَّه أعلم .
--> ( 1 ) . راحله : وسيله سوارى . ( 2 ) . و زنش هيزمكش است . و بر گردن ريسمانى از ليف خرما دارد . سورهء مسد ، آيهء 4 و 5 . ( 3 ) . در اين هنگام ثواب در حقيقت به خاطر دورى از حرام و مكروه است .