الفيض الكاشاني

367

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 113 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه و حبيبي و عوني و نصيري إِلى اللَّه الأمير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد نصره اللَّه و سدّد . وعدهء خدا و نقد دنيا امّا بعد ؛ چون دنيا نقد است و آنچه نزد خداى عزّوجلّ است وعده ، مردمان به دنيا بهتر مايلند . امّا به جلال خداى سوگند كه وعده خداى بهتر است از نقد دنيا . دنيا اگر نقد مىدهد قبول نداريم و خداى عزّوجلّ اگر وعده مىدهد به جان پذيراييم . نسيهء تو به ز نقد ديگران * مشت تو بهتر ز حلواى كسان اگر ابليس مىگويد : از اين دست مىدارى و آن شايد نيابى . جواب بايد گفت : اگر يافتم زهى دولت و اگر نيافتم در جستجوى او عمرى به سر بردن إحدَى الدّولَتَيْن است . گويند چون يوسف را در مصر مىفروختند پيرزنى كلابه ريسمان داشت آورد كه يوسف را بدين مىخرم . مردمان بر وى خنديند كه همسنگ او مشك و زعفران مىدهند و نمىفروشند ، به كلابه چند ريسمان به تو خواهند فروخت ؟ گفت : دانم كه يوسف به اين ثمن كه من دارم به من نمىفروشند ، امّا خواستم كه داخل خريداران او باشم . اى ابليس ! اى ابليس ! دنيا جويان نه همه به دنيا مىرسند ، بسيار كس مىجويند و نمىيابند و به ناكامى مىميرند . چون دنيا با اين خساست به محل اين هست كه اگرچه وصول به آن متعيّن نباشد آن را جويند ، آنچه نزد