الفيض الكاشاني
368
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
خداى عزّوجلّ است با آن نفاست به اين معنى سزاوارتر است . اكنون ما مىجوييم يافت و نايافت به دست ما هيچ نيست . هر كس و كارى دگر و هر خروبارى دگر * [ . . . ] بنده و سوداى او « 1 » اى ابليس ! بس كن كه مهر او در جان ما به آن آتش افروخته « 2 » كه به دمهاى سرد تو فرو نميرد . از ما به خيرى بگذر و اگر نه دمى بزنيم كه در تو درگيرد . بدين جا چون رسى بشتاب ورخوش * كه اندر كوى ما مىبارد آتش اى ابليس ! اگرچه پنداشتهاى كه تو از آتشى ، امّا آتش آن است كه پيش ماست ، اگر آن آتش را ببينى آب گردى . ولىّ و حبيب من نگاه در آسمان كند و بيند كه اين روش كه پيش دارد اگر همهء عالم جمع شوند توانند كه او را از آن باز دارند ؟ نتوانند . بايد كه او در روش خود همچنين صلب باشد ، عوعو كلاب ماه را از سير خود باز نمىدارد . و السلام .
--> ( 1 ) . م 4281 : هر كس و كارى دگر ، هر خر و بارى دگر / هر دل و يارى دگر ، بنده و پرواى او . ( 2 ) . م : در جان ما آتش افروخته .