الفيض الكاشاني
350
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
هرچه صرف چيزى شد رنگ آن گرفت و با جنس آن شد . چون عمر خود در چيزى كه نمايشى بود خرج كرده همّت خود به آن متعلِّق ساخته و مهر و محبّت و دوام ملاحظه ، كه علاقات مثبته اتحاد و اعتناق « 1 » است ، به آن داشته باشد ، هر آينه وجود خود را سرايى بيند و نمايشى بى عين ، كما قال اللَّه تعالى : « وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً » . « 2 » آرى ! هركه باتباه پيوندد تباه شود . چون او به دنياى ناچيز كه خداى عزّوجلّ او را لاشىء ناميده پيوست ناچيز شد . زنهار كه آن عزيز بر خود ستم نكند و به دنيا نپيوندد تا ناچيز نشود و به خدا پيوندد و آنچه نزد خداى است تا موجود حقيقى شود . و بداند كه گذشتگان همه پشيمانند از پيوند كه با دنيا كردهاند مگر آنان كه موفّق به توبه شدهاند و از دنيا روى گردانيدهاند و روى با خدا كرده آنها نمردهاند . جَعلنَا اللَّه مِنهُم .
--> ( 1 ) . اعتناق : دست در گردن يكديگر افكندن . ( 2 ) . كسانى كه كافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير كه انسان تشنه از دور آن را آب مىپندارد ؛ امّاهنگامى كه به سراغ آن مىآيد چيزى نمىيابد ، سورهء نور ، آيهء 39 .