الفيض الكاشاني
33
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
خويش مىگويد : از همان كودكى اشتياق فراوانى به دانش اندوزى و كسب كمال داشتم . ابتدا علوم ادبيات عرب ، منطق ، حديث ، فقه و تفسير و نيز اصول اعتقادات را نزد دايى خود نور الدين محمّد بن ضياء الدين در كاشان آموختم و سپس در بيست سالگى به اصفهان پايتخت علم و حكمتِ آن روزگار رفتم و پس از درنگى چند ساله به قصد فراگيرىِ دانش حديثشناسى به نزد سيد ماجد بن هاشم بحرانى ( م 1028 ق ) بزرگ حديث پژوه شيعى راهى شيراز شدم و در اين روزگار ، خود را در مرتبهاى از درايت فقهى يافتم كه از تقليد ديگران بى نياز گرديدم . علّامه ملامحسن كاشانى با شنيدن آوازهء علمىِ شيخ بهاءالدين محمّد عاملى ( م 1030 ق ) به اصفهان باز مىگردد و پس از كسب اجازهء روايت از او به همراه برادر خود عازم سفر حج مىشود . در حجاز از نوادهء شهيد ثانى شيخ محمّد بن حسن مشهور به فخر الدين ( م 1030 ق ) اجازهء روايت مىگيرد و در بازگشت به مصيبت فقدان برادر جوان خويش كه به دست راهزنان به قتل مىرسد گرفتار مىشود . وى از پسِ سالها تلاش علمى و جرعه نوشى از زلال دانش رسمى ، خويشتن را سيراب نمىيابد و در پى دانشى فراتر از دانشهاى رسمى و درسى به جست و جو مىپردازد . اين تشنه كامى ، سر انجام او را در شهر قم به بزرگ عارف الهى ، حكيم صدر الدين محمّد شيرازى ( م 1050 ق ) مىرساند . ملامحسن او را به اوصافى همانند : « صدر اهل عرفان » « ماه آسمان ايقان » مىستايد و گاه از او به يگانهء روزگارِ خويش در حكمت و عرفان ياد مىكند . ملامحسن هشت سال نزد صدرا به تحصيل حكمت الهى و نيز انجام رياضتهاى شرعى و مجاهدتهاى نفسانى مىپردازد تا اين كه سرانجام روزنهاى به عالم قدس و راهى به دنياى بى پايان علوم باطنى بر او گشوده مىشود . او كه اكنون به دامادى صدر الدين شيرازى مفتخر است از طرف او به لقب « فيض » نيز خوانده مىشود . زمانى كه ملاصدرا راهى شيراز مىشود ملامحسن نيز به همراه او بدان ديار مسافرت مىكند و نزديك به دو سال در شيراز از دانش ربّانى وى بهره مىگيرد و سپس به اشارت آيهاى از قرآن : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ