الفيض الكاشاني
236
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
باش تا آن روز كه مؤمن به ديدار ملك غفور رسد و بال دولت برگشايد و در هواى سعادت خود پرواز كند . چون از او پرسند كه در دار دنيا كه در قفس شكسته بال و پريشان احوال بودى چه محنت ها كشيدى ؟ گويد : چه محنت و كدام محنت ؟ يا آن كه در بَرِ آن نعمت ، آن محنت را وزنى نيابد يا نعمتى كه در باطنِ آن فىالحقيقة محنت است ، بر اهل محبّت - بالباء الموحدّة التحتانيه - هم امروز آن را در مىيابند و به آن ملتذّند او را از آن روز ديده برگشايند كه جمال آن را تواند ديد لاجرم انكار كند كه آن محنت بوده و گويد غير نعمت چيزى بر من جارى نشده است . مقام توكّل جانم فداى دل اميدوار مؤمن باد كه هرچه خداى او را پيش آرد آن را بر احسنِ معامله حمل كند و محبّت خداى با تن و جان او آميخته باشد . و آن حسن ظن اثر آن محبّت باشد براى آن كه محبّ به محبوب نيكوگمان باشد . و از حسن ظن ، توكّل متولّد شود و هر بنده كه او به مقام توكّل رسيد رهيد . و گفتهاند كه همه مقامى پشت و روى دارد الّا توكّل كه آن تمام روى است و هيچ پشت ندارد . اى ولىّ من ! محبّتِ همه چيز را فروگذار و به فرمان نيستى همه را فرو بيز و در محبّت خداى تعالى آويز و اعتماد بر اسباب دنيوى و تدبيرات واهى فروگذار و خود را بالكلّيه به خداوند غفّار سپار . و بدان كه چون در حصن حصين حمايت و حصار استوار رأفت حضرت عزّت درآمدى ، حوادث زمان و آفات دوران را بر تو ديگر دست نيست كه « لا إله إلا اللَّه حِصْني فَمَن دَخَلَ حِصْني أَمِنَ مِنْ عَذابي » « 1 » حصن خداى يكتاست . يكتا شو مر يكتا را كه آن زمان سَبَقْ « 2 » بردى ، سَبَقَ المُفرَّدون و السلام .
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 3 ، ص 13 . ( 2 ) . سَبَقْ : آنچه در مسابقه بر سر آن شرط مىبندند .