الفيض الكاشاني
189
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
توشه آخرت و چون تو را از عمر همين مقدار مانده تو را يك كار بايد كرد و يك كار نبايد كرد ، امّا آنچه بايد كرد شتاب در تحصيل زادِ معاد ، كه هر چند هنگام خروج نزديك شود جدّ در تهيئه و استعداد معاد زياده بايد كرد كه وقت تنگ مىشود و كار فراوان مزدحم مىگردد . يك يك از پيش بر بايد داشت كه چون نفير رحيل زدند امان نيست . گذر از دنيا امّا آن كار كه نبايد كرد انديشه بسيار در امر معاش ، براى آن كه بيست و پنج سال زمانى بسيار نيست و تا ديدى سر آمده و حاجت به زياده تعمّقى ندارد . و همين مرتبه كار كه سامان افتاده براى آن مدّت كافى است و حاجت به سعى ديگر نيست . و اگر نيز به فقر و سختى به سر بايد برد مىتوان برد ، چه زمانى اندك است . و اگر انديشه براى فرزندان است معلوم داند كه او را انديشه خود كردن و متفرّغ شدن براى كسب زادِ راه معاد بسيار اولى است از انديشه فرزندان . براى آن كه از فرزندان هر كس بخش خود هستند ، چه حاجت كه اين كس خود را فداى ايشان كند . خداى عزّوجلّ هر كس را چنان آفريده كه بخش خود هست . و نيز علاقه فرزندى امرى اعتبارى است و امور اعتبارى در زمان رفاهيّت و فراغت آدمى را پرواى اعتبار آن هست ، چون كار بر او تنگ شده كجا پرواى آن مىماند ؟ در روز قيامت كه آدمى را كار به جان و كارد به استخوان رسيد ، غير علاقه با نفس خود كه علاقه حقيقت « 1 » است باز نماند . « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ » . « 2 » و چه جاى آن كه از ايشان گريزد كه « يَوَدُّ
--> ( 1 ) . م : علاقه حقيقى ( 2 ) . در آن روز كه انسان از برادر خود مىگريزد ، و از مادر و پدرش ، و زن و فرزندانش ؛ در آن روز هركدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملًا به خود مشغول مىسازد . سورهء عبس ، آيهء 34 تا 37 .